دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت

تحقیقاتی در مورد بهائیت

با عرض درود خدمت آقای میلانی

 

بنده چند وقت پیش کتاب ایقان را مطالعه می کردم ، سؤالی برایم پیش آمد . سؤالم را به چند سایت بهائی ارسال کردم ولی هنوز پاسخی از آنها دریافت نکردم .  خلاصه  تصمیم گرفتم با شما هم مطرح کنم ، امیدوارم   یک پاسخ منطقی و قانع کننده برای آن ارائه کنید. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 18:42  توسط میترا  | 

اکثر اوقات ، زمانیکه در مورد  مقام خدایی باب و بهاء با اغنام الله  بحث می شود و در این ارتباط  به کتب نویسندگان بهائی استناد می شود ، بهائیها بیان می کنند که نویسنده آن کتاب نظر شخصی خود را آورده است .

به عنوان نمونه درصفحه 207 کتاب تاریخ حضرت صدرالصدور تألیف جناب نصرالله رستگار آمده:

"  ای مقبل الی الله و منقطع الی الله مقام مظاهر قبل نبوت کبری بوده و مقام حضرت اعلی (سیّد باب ) الوهیت شهودی ٬ و مقام جمال اقدس اقدم ( بهاء الله) احدیت ذات هویت وجودی ٬ و رتبه این عبد ٬ عبودیت محضه صرفه بحته حقیقی ٬ و هیچ تفسیر و تٲویل ندارد...ع ع "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 12:52  توسط میترا  | 

محترماً پاسخ ان غافل فرستاده میشود.این غافلین حرفی برای گفتن ندارند. اگر مطلب قابل گفتنی نداشته باشند پاسخی هم ندارند. این ها چیزی جز ان جزوه هایی که از مبلغین خود میگیرند ندیده اند و انقدر عاشق نفرات جمعیت و ساختمان های خودهستند که نمیتوانند از انها چشم بگردانند. متاسفانه بسیاری از کسانی که به انها ملحق میشوند هم گول این جاذبه ها را میخوردند.

نادانی این کوردلان وهابی انتها ندارد. اول اینکه نه تنها تمامی مهملاتشان براحتی و با استناد به اسناد و مدارک غیر قابل انکار نقش بر آب میشود به هیچ کدام از ادله جواب نمی دهند. برای مثال چند نمونه از مهملاتی که نشان دهنده گمراهی ونادانی این بیچارگان است را با استناد به این وبلاگ اشاره میکنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:33  توسط میترا  | 

نویسنده:ستاره

 

بسمه العلیم و الخبیر

 

انما البهاء من الله علی الواحد الاول و من یشائه به بالعزه و الجلال

 

و اما جواب سؤال لوح ملا باقر حرف حی(بهائیها به آن استناد می کنند به این که نقطه بیان ظهور من یظهره الله در سال نهم ظهور بیان خبر داده است.)

اولاگفته اند غریق به هر خس و خاشاکی چنگ می زند تا شاید نجات یابد . آیاتی که از نقطه بیان جل شٲنه ظاهر شده بی نهایت است . در همه ی آنها اسمی از حسینعلی یافت نمی شود مگر در یک لوح که در آن هم او را کارگزار برادر نوجوانش صبح ازل علیه بهاء ربه  قرار داده است.

سراسر آثارش ذکر(( من یظهره الله  ))موعود بیان است چه ربطی به این مدعی دارد؟

و اما جواب از ظهور من یظهره الله در سال نهم ظهور بیان:

1- جواب مستدل مسیو نیکلا در مقدمه جلد سوم تاریخ خود داده است.

2- این ظهور میرزا یحیی معروف به صبح ازل است به دلایل زیر:

1- خداوند در 12 قرن قبل اسم حجت خود را (صبح ازل) در سؤال آن مشرک عرب قرار داده (آیه قرآن :من یحیی العظام  و هی رمیم : ای محمد این کدام خدای توست که این استخوانهای پوسیده را زنده کند؟سپس یک مشت خاک مرده به هوا پرتاب می کند.)

نقطه بیان در زندان ماکو در سال 61 این آیه را تفسیر می کند و اسم میرزا یحیی را به نام یحیای اعظم و وحید اعظم بیرون آورده است. و میزان عمر خود را نیز در آنجا در آورده اند32 سال. با خواندن این تفاسیر بهتر می توان این آیه را فهمید که ترجمه آن این است: خداوند عالم است به کل شیء قبل از خلق کل شیء همانطور که عالم است به کل شیء بعد خلق کل شیء .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 11:2  توسط میترا  | 

نویسنده : رنگین کمان

 

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ .

( سوره القصص -  آیه 5)

و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‏] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين‏] كنيم.

در نهایت ، خداوند متعال زمین را که در اصل از آن او و برای دوستان اوست ، به دست مؤمنان و بندگان صالحش خواهد سپرد و خوبترین ها را که در روزگاران گذشته ، در اثر ظلم ظالمان ، ضعیف شده بودند ، وارث زمین گردانیده ، به حکومت و پیشوایی می رساند.

چیره ساختن نهایی مؤمنان صالح بر ظالمان سنّت پایدار خداوند در تمام امت ها می باشد ، همانطور که به عنوان نمونه در دوران حضرت نوح چنین شد ؛ دشمنان ایشان نابود شدند و خود آن حضرت و پیروانشان زمین خدا را به ارث بردند. در دوران حضرت موسی این اراده خدا تحقّق  یافت و فرعون و هامان  و لشکریان آنها پس از سالها سرکشی ، به ذلّت و  خواری افتادند و امّت موسی وارث تخت و بخت ایشان گشتند . این اراده دائمی خدا ، در این امّت نیز به واقعیت خواهد پیوست. قیام شکوهمند مهدوی ، سرآغاز حکومت جهانی بندگان صالح خداوند در زمین خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 16:43  توسط میترا  | 

نویسنده: ماندانا قندهاری

 

در بخش قبلی مطالبی را راجع به مقاله شهرام خدمت عزیزان ارائه کردیم  ، بنده قصد نداشتم که دیگر  بحث  را ادامه دهم ، ولی دیدم که جناب شهرام نوشته اند:" بنده بی صبرانه منتظر آن مثنوی هفتاد من هستم. یک من آن هم کافی است." لذا صحیح نیست که بیش از این ایشان را در انتظار بگذاریم.

بدون مقدمه چینی سراغ اصل مطلب می رویم:

اول از همه بایستی خدمت جناب شهرام عرض کنم که متٲسفانه مطالب شما بار علمی چندان بالایی نداشت ، برای سؤال سوم میترا خانم هم که جواب منطقی و قانع کننده ای ارائه نکردید، فقط مثل مدیر سایت آئین بهائی دائم از این شاخه به آن شاخه شدید و مطالبی را از ردیه ها بیان کردید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:55  توسط میترا  | 

تصویر یک سند (کتاب تاریخ حضرت صدر الصدور- صفحه ۲۶)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:49  توسط میترا  | 

نویسنده:ستاره

 

ابتدا چند کتاب که ممکن است شما را در زمینه حقانیت حضرت صبح ازل یاری دهد و نادرستی ادعای میرزا حسینعلی را نشان می دهد را برای شما نام می برم:

1- آثار حضرت نقطه اولی جل شٲنه در مورد وصایت صبح ازل

2- آثار صبح ازل در ردّ مدعیان کاذب به لسان آیات مانند کتاب مستیقظ که در رد میرزا اسدالله دیان می باشد و قدس الازل و کتاب حیات و کتاب جمع و ... در رد ادعای کاذب میرزا حسینعلی

3- آثار اصحاب نقطه بیان در رد میرزا حسینعلی که از آن جمله می توان به کتابهای 1 – تنبیه النائمین معروف به کتاب عمه 2- دلیل المتحیرین مرفوع مهدی امین (از جمله کاتبان بیان است) 3- جواب ملا مصطفی کاتب به ملا زین العابدین 4- فصل الکلام جناب هادی دولت آبادی که یکی از شهدای بیان بوده اند. 5- استدلالات مرفوع آقا علی محمد سراج و استدلالات مرفوع ملارجبعلی قهیر اشاره کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:4  توسط میترا  | 

یکی از همراهان وبلاگ در بخش نظرات نوشته بود:

 

"حضرت آقای ازلی

البته شما یک مرتبه از تاریکی پیدا شدید و به تکرار دروغ هائی شاخدار که از اول هم میگوئید مبادرت کردید.

اولا که تاریخ نویسان غیر بهائی هم راجع به ترسو بودن و بزدلی یحیی نوشته اند که همیشه مفقود الاثر بوده است. حال شما میخواهید آنرا به نشانه انزوای او بگذارید بخودتان مربوط است. کسانی هم که قدرت گفتن ندارند از فواید و سکوت و خاموشی میسرایند.
فرمودید که حضرت ثمره صاحب وحی بوده اند ولی این وحی در خلوتخانه را که همه دارند. از اثرات وحی تغییر در حالت انسانها و جامعه است. خوانندگان میتوانند به کتب تاریخ مراجعه کنند و ده ها هزار نفر که به اسم مبارک حضرت بهاءالله مورد ضرب و شتم و شهادت واقع شده اند. اینست اثر وحی !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 13:59  توسط میترا  | 

یکی از همراهان وبلاگ نوشته:

 

"حضرت آقای ازلی

البته شما یک مرتبه از تاریکی پیدا شدید و به تکرار دروغ هائی شاخدار که از اول هم میگوئید مبادرت کردید.

اولا که تاریخ نویسان غیر بهائی هم راجع به ترسو بودن و بزدلی یحیی نوشته اند که همیشه مفقود الاثر بوده است. حال شما میخواهید آنرا به نشانه انزوای او بگذارید بخودتان مربوط است. کسانی هم که قدرت گفتن ندارند از فواید و سکوت و خاموشی میسرایند.
فرمودید که حضرت ثمره صاحب وحی بوده اند ولی این وحی در خلوتخانه را که همه دارند. از اثرات وحی تغییر در حالت انسانها و جامعه است. خوانندگان میتوانند به کتب تاریخ مراجعه کنند و ده ها هزار نفر که به اسم مبارک حضرت بهاءالله مورد ضرب و شتم و شهادت واقع شده اند. اینست اثر وحی !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 0:8  توسط میترا  | 

نویسنده:مینو هاشمی- دانش آموز سال دوم دبیرستان

 

از نظر علمی هیچ دلیلی بر محال بودن طول عمر وجود ندارد. حیات و زندگی ، امری طبیعی و عادی برای انسان هاست  و مرگ، معلول علت های گوناگون است.

اگر عواملی از قبیل  سیل داروهای مسموم کننده ، سموم حاصله از غذاهای تقلبی و آلودگی هوای شهرها و تغییر ماهیت مواد خوراکی در اثر استفاده از کودهای شیمیایی و بدتر از همه زندگی در محیط بی بند و باری و آلوده به فساد اخلاقی و عوامل کوبنده اعصاب و امثال آن در میان نبود ، عمر متوسط امسان هم ما فوق حد تصور می بود.( اولین دانشگاه و آخرین پیامبر- ج2- ص232- با تصرف و تلخیص)

دکتر هاورز کتابی درباره طول عمر نوشته است ، البته ثابت کرده اند که بشر می تواند تا 140 سال عمر طبیعی نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 13:2  توسط میترا  | 

شهرام

انشالله که به لطف حق با  ذکر مقدمات و تفاصیل در مقالات قبل شبهاتی که در ذهن منتقدین این امر در اطلاق مقامات الوهیت و ربوبیت به مظاهر مقدسه دیانت بابی و بهائی ایجاد شده رفع گشته است. در این قسمت به نقد یکی دو شبهه دیگر از ماندانا خانم پرداخته و چنانکه قول داده شد به  ذکر بیان حضرت عبدالبهاء درتاریخ  جتاب صدر الصدور میپردازیم

ایشان فرمودند :

البته اگر بنده بخواهم که ضعف استدلال و تناقضات مدیر سایت آئین بهائی و جناب شهرام را بیان کنم این مقاله مثنوی هفتادمن خواهد شد.

 بنده بیصبرانه منتظر آن مثنوی هفتاد من هستم. یک من آن هم کافی است. ولی بخاطر آورید که مشت نمونه خروار است.

جالب اینجاست که دوستان بهائی میترا را متهم می کنند که ردیه می خواند ولی خودشان مطالبی را از ردیه بیان می کنند! اینهم از آن استدلالات آنچنانی بود...

ماندانای عزیز، وقتی  دوستان بهائی از ردیه برای شما دلیل میآورند اولا نشان دهنده اینست که ایشان فقط آثار بهائی را نمیخوانند و ردیه ها را نیز مطالعه کردند. ثانیا وقتی که شما تهمت و افترایی به دیانت بهائی یا بابی میزنید که هیچ اساسی ندارد وحتی در ردیه ها هم خلاف آن ثابت شده راحت تر میتوانید درک کنید که منطق شما به پشیزی نمی ارزد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 10:47  توسط میترا  | 

شهرام

در مقد مه ای که در مقاله قبل آمد تشریحی در مورد لزوم استفاده ازخرد ومنطق به هنگام کاوش و تحری درمورد هر مطلبی بیان گشت. اگر عقل و منطق اساس بحث واستدلال نباشد،  مناظره تبدیل خواهد شد به جنگ عقاید وباورها و مسلما  به هیچ نتیجه مثبتی نخواهد رسید.غرق شدن در اوهام عقاید و تمسک به باورهای تقلیدی چشم بصیرت را نابینا و سراج منیر دل را تاریک مینماید. "لأَنّ الّناسَ يَمْشُونَ في سُبُلِ الوَهْمِ ولَيْسَ لَهُمْ مِنْ بَصَرٍ لِيعْرِفُوا اللهِ بِعُيونِهم أَو يَسْمَعُوا نَغَماتِهِ بِآذَانِهِمْ " (بدرستی که ناس در طرق اوهام مشی مینمایند ونیست از برای آنان بصیرتی که حق را به چشم خویش ببنینند ویا گوشی که با آن نغمات الهی را بشنوند".   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 11:28  توسط میترا  | 

نویسنده:ازلی

مقدمه نقطه الکاف

همانطور که پیش گویی میشد جماعت پیرو میرزا حسینعلی و پسران هیچ جوابی در بی اعتباری کتاب تاریخ جدید و تاریخ نبیل نداشتند. حال که ثابت شد کتاب نقطه الکافی که براون چاپ کرد جعلی نبوده و تاریخ نگارش ان به قبل از پیدایش بهائیت بر میگردد و از این روی اهمیت ان در مورد قدیمی ترین تاریخ بابیه ثابت شد، میرسیم به مقدمه فارسی کتاب نقطه الکاف که بهائی ها قصد دارند بابت ان سینه خراب خود را با سرفه های قلابی صاف کنند.

چند صفحه اول این کتاب خاطرات براون در مورد اشنائیش با ائین بابیه و سفرش به قبرس و عکا است و اینکه کسی دیگر انرا نوشته باشد فقط در این صورت میتواند باشد که براون برای مرحوم علامه قزوینی تعریف کرده باشد که در این صورت بازهم کار براون محسوب میشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 18:52  توسط میترا  | 

نویسنده:ازلی

تا جایی که به تاریخ نویسی مربوط باشد، تجربه صد چند ساله گذشته که تصادفا اکثریت عمر فرقه بهائیت را در بر میگیرد، از امراء و به اصطلاح تاریخ نویسان بهائی بی ابروتر نمی توان یافت.

اولین نمونه ان توسط مرحوم پرفسور براون بر ملا شد. ایشان که بسیار به دنبال تاریخ نقطه الکاف میگشتند به اصرار بهائیان که از این کتاب نسخه ای نمانده دست از جستجو شستند و مشغول ترجمه کتاب تاریخ جدید که توسط میرزا حسین همدانی که یک بهائی است شدند. تا انکه دست بر  قضا معجزه ای شد و نسخه از این کتاب که از دست بهائیان جان سالم بدر برده بود به دست براون می آید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 20:1  توسط میترا  | 

 

نویسنده: م.ب

 

در این بخش قصد داریم نمونه هایی از ترورها و جنایات بابیان و بهائیان را خدمت عزیزان ارائه کنیم:

1- در اواخر سلطنت محمد شاه و پس از مرگ او (1264) از سوی مریدان علی محمد٬ آشوب هایی در کشور پدید آمد که از جمله رویداد قلعه شیخ طبرسی در مازندران بود. در این آشوب جمعی از بابیان به رهبری  ملا حسین بشرویه ای ٬ ملا محمد علی بارفروشی قلعه طبرسی را پایگاه خود قرار دادند و اطراف آن خندق کندند و خود را برای جنگ با قوای دولتی آماده ساختند . از سوی دیگر بر مردم ساده دل که در پیرامون قلعه زندگی می کردند به جرم "ارتداد" هجوم آورده و به قتل و غارت ایشان می پرداختند ٬ به گونه ای که یکی از بابیان می نویسد:

" جمعی رفتند و در شب یورش برده ٬ ده را گرفتند و یکصد و سی نفر را به قتل رسانیدند. تتمه فرار نموده ٬ ده را با حضرات اصحاب حق خراب نمودند و آذوقه ایشان را جمیعاً به قلعه بردند."(حاجی میرزا جانی کاشانی- ص162)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:24  توسط میترا  | 

مهناز رئوفی می نویسد:

"قریب 25 سال از عمر خود را در داخل تشکیلاتی محدود و مسدود و در عین حال مستبد و با نفوذ گذراندم تشکیلاتی که از عناصر و عمال خویش در قالب دینداری و خدمت بهره کشی کرده و به آنان مجال اندیشه و مطالعه و فرصت خودپروری نمی داد و کودکان را پیش از دبستان با کلاسهای به اصطلاح مهد کودک و غیره چنان آموزش می داد که از همان اوان رشد و شکوفایی بذر نفرت و کدورت نسبت به اسلام در قلب آنان جوانه می زد و چون کرم های ابریشم دنیا را در همان پیله محدود بهائیت می دیدند و برای نوجوانان به سبب روح سرکش و کنجکاوشان با بهترین وجه امکانات رسیدن به خواسته ها و تمایلات غریضی را در اختیارشان گذاشته و انواع سرگرمی ها و کلاسها را برای شستشوی مغزشان به کار می گرفت نوجوانی که روح بلند پرواز و انعطاف پذیرش آماده یادگیری و نقش پذیری است با تشویق ها و ترغیب های کاذب با و عده و وعیدهای کاذب اعتقاد تحمیل شده را برترین و بهترین اعتقاد می دانست و در تلاش تشکیلاتی شدن و اصطلاح تحریف شده اش "خادم"شدن گام بر می داشت و جوانان اینگونه تربیت یافته و شکل می گیرند. محرومیت و محدودیت را به جان می خریدند چرا که با آن همه مسئولیت تشکیلاتی و مسمومیت ذهنی اگر چه خلاء ها و کمبودهایی را احساس می کردند دیگر نه توان اعتراض داشتند و نه زبان ابراز ٬ آنان برای پیشبرد اهداف تشکیلاتی تمام قوای خود را به کار می گرفتند . به گمان اینکه همان شده اند که از کودکی آرزویش را داشتند. اما تمام احساسات معنوی و ذهن حقیقت جو و پویای خویش را کور و خاموش نموده  و هزاران سؤال بی جواب در پرده بی اعتنایی رها می شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 18:58  توسط میترا  | 

نویسنده: ماندانا قندهاری

 

جناب شهرام زحمت کشیدند و مطالبی را در ارتباط با مناظرات ارائه کردند. بنده هم لازم می دانم چند نکته ای را در خصوص مطالبی که نوشته بودند ، خدمت دوستان عرض کنم:

 

1-  مسلماً اگر میترا پایان مناظره را اعلام نمی کرد ، به احتمال زیاد این مناظره هیچگاه پایان نمی پذیرفت!میترا اعلام کرده بود که وقتشان کم هست و می خواهد که این مناظره زود به نتیجه برسد ولی متٲسفانه مدیر سایت آئین بهائی توجهی نمی کردند و دائم موضوعات مختلفی را وارد مناظره می کردندو  پاسخ منطقی برای سؤالات ارائه نمی کردند.  لذا کار میترا منطقی به نظر می رسید.

 

2- متٲسفانه پاسخ هایی که مدیر سایت آئین بهائی ارائه می کردند ، با منطق هیچکس جور در نمی آمد . حتی در برخی موارد نظرات ایشان با نظرات دیگر بهائیان متفاوت بود. پاسخ هایی را که ارائه می کردند بیشتر نظر شخصی بود، به عنوان نمونه به بحث ادعای خدایی باب و بهاء رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:37  توسط میترا  | 

نویسنده: رهگذر

یکی از واقعیات غیر قابل انکار، وجود جملاتی در آثار و نوشته های علیمحمد شیرازی (باب) است که در آن ها مطالبی بیان شده است که از نظر بهائیان اعتقاد به آن مطالب خرافه و دروغ و افسانه است. تنوع موضوعاتی که در این مجموعه می گنجند بسیار زیاد است اما در این نوشتار به توجیه بهائیان از بعضی از اینگونه جملات باب می پردازیم تا ببینیم چقدر این توجیهات قابل قبول هستند.

نکته ای که باید به آن اشاره کرد، نپرداختن بهائیان به اصل جملات باب است. هیچ گاه ندیدیم یک بهائی در نوشته خود به نقل کامل این جملات بپردازد و آن ها را توضیح دهد. بلکه معمولا بهائیان به جملاتی کلی و شعارگونه اکتفا می کنند.

 

همین برخورد را تشکیلات بهائی نیز با آثار باب روا داشته است. تشکیلات بهائی  آثار باب را به طور کامل منتشر نمی کند به علاوه همان مقدار کمی هم که منتشر شده است با سانسور و حذف قسمت هایی است که حاوی کلماتی مانند "محمد بن الحسن" (مثلا در ابتدای کتاب قیوم الاسماء) است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:45  توسط میترا  | 

نویسنده:ازلی

میرزا حسینعلی به مدت 14 سال معروف به خدمت به حضرت ثمره بوده و در این مدت هیچ اختلافی در مورد اینکه مصدر امر بیان چه کسی بوده وجود نداشته ( رجوع شود به مقدمه کتاب نقطه الکاف نوشته پرفسور براون).

 خود میرزا حسینعلی در انتهاای کتاب خالوئیه خود که بعد ها به ایقان تغییر نام میدهد وموجود است اذعان میکند که دلیل مراجعت او از سلیمانیه به بغداد را دستور مصدر امر دانسته که لازم الاجرا دانسته. این نشان میدهد که او در ظاهر هم که بوده مطیع به فرمان حضرت ثمره بوده.

روسای بهائیت تخصص عجیبی در تحریف و دروغ گویی دارند. شوقی افندی در کتاب "خدا در میگذرد" مصد امر را  ترجمه غلطی میکند:  Mystic Source که به معنای مصدر اسرار امیز میباشد به این امید که خواننده معنای انرا "خداوند" تعبیر کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 20:42  توسط میترا  | 

شهرام

مقدمه : نزاع  منطق با اعتقاد

در این چند هفته شاهد مناظراتی "دردناک" بین مدیر سایت ایین بهایی و میترا خانم بودم. دردناکی این بحث  بخاطر رویارویی خرد گرایی با اعتقادات است .یعنی  در واقع جنگ حرف منطقی است با نوار تکراری اعتقادات مذهبی.  گویی که در پشت این نوار فقط ماشینیست که قدرت منطق و استدلالش گرفته شده و آنچه  دلیل آوری انگار نه انگار که حرفی زده شده. این اواخر این مناظره تبدیل  به مجادله ای شده است بین اینکه آیا دین جدید باید مطابق به علم وعقل و اراده الهی از برای این دورو عصر باشد یا اینکه مطابق با خواهشها و خواسته های پیروان دین قبلی و خوانشی مطابق با یک فرقه بخصوص از دینی. و در مورد اینکه اگر آنچه را که شما میگویید ، هر چند هم که منطقی بنظراید، ولی  چون با باور و خوانش من از دینم درست درنمیآید پس شما در اشتباه هستید.  و اگر هم جواب داده شود که در دین خود شما هم اشخاصی یا فرقی فلان موضوع  را هم طور دیگری دیدند جواب داده میشود که آنها در نظر ما معتبر نیستند. و هنگامیکه که ذکر میشود آن گروه همدین شما و مسلمانند و نیز همانقدر به قران و حضرت محمد عشق میورزند که شما، باز جواب داده میشود که ما را با آنها کاری نیست. از متون خود باید ما را راضی کنید و اثبات کنید تا ما هم بتوانیم ایمان بیاوریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 11:15  توسط میترا  | 

نویسنده: ید الله رأفتی

 

کتاب هشت بهشت درباره احکام بیان و پاره ای از وقایع تاریخی می باشد و اثر مشترک میرزا آقا خان کرمانی و شیخ احمد روحی است.

شیخ احمد روحی کرمانی از مشاهیر ازلیان و داماد میرزا یحیی نوری معروف بصبح ازل و مترجم کتاب حاجی بابا از انگلیسی به فارسی و ژیل بلاس از فرانسه به فارسی و یکی از تألیفات مهم او هشت بهشت است.

علت نام گذاری کتاب به هشت بهشت نیز، وجود هشت بابی است که در این مجموعه شرح  داده شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:45  توسط میترا  | 

تاریخ خاتمه: 16/2/89

 

دوست عزیز

 

در هر صورت وقت ما هم محدود است ، بیش از این نمی توانستیم مناظره را ادامه دهیم. فراموش نکنید که 11 قسمت فرصت داشتید که یک  پاسخ  منطقی برای سؤال اصلی ما ارائه کنید، ولی متٲسفانه هر دفعه موضوعات دیگری را وارد مناظره کردید.

در مورد آخرین مطالبی که فرستاده بودید ، لازم می دانم فقط به چند نکته اشاره کنم :

 

1- فرمودید:" در خصوص ادرار شتر قصد بنده براه انداختن بحثي در اين مورد نبود بلكه آنرا بعنوان نمونه اي از برخورد جاهلانه و متعصبانه با متون ديني مطرح كردم"

البته واقعیت چیز دیگری است ، جنابعالی بیان کردید:

"در مورد خواص طبي ادرار، بنده اصراري در ممانعت شيعيان از نوشيدن آن ندارم . البته گمان ميكنم زياده روي در آن روي مغز و قوه استدلال اثرات مخربي داشته باشد. فقط بد نيست يك نكته را مورد توجه قرار دهيد: در زهر مار و سم بوتوكسين هم خواص درماني ميتوان يافت ولي هيچ ناداني اين مواد را بهتر از شير نميداند و نوشيدن آن را توصيه نميكند"

(رجوع کنید به مناظره نهم میترا با مدیر سایت آئین بهائی – قسمت دوم)

پس در این ارتباط بحث می کردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 22:26  توسط میترا  | 

نویسنده: احمد حسن زاده

 

در بخش قبلی مطالبی را راجع به بهشت خدمت عزیزان ارائه کردیم ، در این بخش قصد داریم  جهنم را از دیدگاه روایات بررسی کنیم.

امیرالمؤمنین ضمن نامه ای به اهل مصر در وصف آتش جهنم چنین فرمود:

" ژرفای دوزخ بسیار دور (عمیق) و حرارتش بسیار شدید و نوشیدنی آن از صدید (آب داغ چرک و خون) ، عذابش و شکنجه اش متنوع (جدید) و گرزهایش از آهن (داغ) است. عذاب جهنم(هرگز) تخفیف و کاهش نمی یابد ، ساکن آن (هرگز)نمی میرد ، خانه ای است که در آن رحمت نیست ، و صدای اهلش را کسی نمی شنود..."(بحار الانوار – جلد 8- صفحه 286)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 22:45  توسط میترا  | 

ميترا خانم عزيز

 متأسفانه آنطور كه در دعوت به مناظره مطرح فرموديد  بدنبال حقيقت نيستيد و عملا به مناظره پايان داده ايد و راه مكابره و مجادله را در پيش گرفته ايد . اميدوارم كه اين گفتگوها اندكي نور بر انديشه شما تابانده باشد

اما پاسخ آنچه در آخرين پست خود مطرح كرده ايد:

در خصوص ادرار شتر قصد بنده براه انداختن بحثي در اين مورد نبود بلكه آنرا بعنوان نمونه اي از برخورد جاهلانه و متعصبانه با متون ديني مطرح كردم و وجه شبه آن با شبهه افكني هاي شما در مورد خدا دانستن حضرت بهاءالله  نيز در همين نوع برخورد است . همانگونه كه بنده صدها دوست و آشناي شيعه دارم و از عدم صحت اين  اتهام مطمئنم ، شما نيز بهائيان زيادي ميشناسيد و ميدانيد كه بهائيان در نوع اعتقاد به خداوند از مسلمانان تقدس گرا ترند و حتي هيچ صفت و ستايشي را در شأن خداوند نميدانند تا چه رسد به اينكه خدا را انسان گونه بپندارند. اما متأسفانه شما با دفاع نوشيدن ادرار و ذكر فوائد آن موضوع را به بحثي بيهوده بدل كرديد كه اسباب رد و بدل شدن كلمات ناشايستي  بين خوانندگان شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 12:48  توسط میترا  | 

دوست عزیز

 

این بحث نوشیدن ادرار شتر ، یک بحث فرعی بود که جنابعالی وارد مناظره کردید ، بنده هم خدمتتان عرض کردم که نوشیدن  ادرار شتر هیچ ربطی به ادعای خدایی باب و بهاء  ندارد ، نوشیدن ادرار شتر فرع فرع فرع دین محسوب می شود ولی توحید جزء اصول دین است ، شما الآن دارید اصل را با فرع مقایسه می کنید! بعد هم بیان کردیم که ادرار شتر برای درمان برخی از بیماری ها استفاده می شود و ممکن است برای یک بیمار،  ادرار شتر بهتر از شير آن باشد. پس به این معنی نیست که هر شیعه در خانه خود ادرار شتر داشته باشد و هر روز از آن مصرف کند! در مورد خواص ادرار شتر هم قبلاً مطالبی خدمتتان ارائه شد ، امیدوارم که دیگر وارد این بحث نشوید.

در مورد مغالطه اگر بخواهیم موارد را تک به تک خدمتتان عرض کنیم ، آنوقت باید دهها پست دیگر نصب کنیم! و بنده فرصت انجام چنین کاری را ندارم، ولی آنقدر واضح است که دانش آموزان هم می توانند آنها را پیدا کنند، نمونه اش همین بحث ادرار شتر و ادعای خدایی باب و بهاء است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:16  توسط میترا  | 

نویسنده: احمد حسن زاده

 

از جمله نعماتی که خداوند متعال در بهشت و میهمانسرای خویش برای مؤمنین مهیا فرموده است ، تختها ، فرشها و بالشها است که به راستی نمی توان مشابه آنها را در دنیا تصور نمود.

در قرآن کریم آمده :

وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ (الغاشية  -  آیات 15 و 16)

و بالشهايی بر روی هم چيده ، و فرشهايی گسترده.

رسول خدا در توصیف فرشهای بهشتی (زَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ، فرش مرفوعه) فرمودند:

"در میان غرفه های بهشتی فرشهای گسترده شده که بعضی بالای بعضی دیگر است و جنسشان از حریر و دیباج رنگارنگ است . داخل این فرش مشک و عبیر و کافور است و این است قول خدای تعالی:" فرش مرفوعه" (بحارالانوار- ج8-ص128)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:3  توسط میترا  | 

 

مثل اينكه شما نوشته هاي خود را از ياد ميبريد و براي همين يا سوالات را تكرار ميكنيد يا از پاسخها متعجب ميشويد

خانم عزيز شما نوشته ايد " حال چطور انتظار داريد به بهائيت ايمان بياورم " در پاسخ شما توضيحاتي درباره ماهيت ايمان داده شد كه ظاهرا به مذاقتان خوش نيامد

در مورد كشيده شدن بحث به شاخه هاي فرعي خوشبختانه مكاتبات موجود است و بصورت كاملا واضح ميتوان مشاهده كرد كه همه موضوعات فرعي را شما پيش كشيده ايد و بنده تنها پاسخ شبهات و اتهامات بي ربط شما را داده ام بحث ادرار نوشي شيعيان را هم به جهت بهوش آوردن شما طرح كردم و اگر رجوع كنيد خواهيد ديد كه در مرتبه نخست من باب مثال و مقايسه اين موضوع عنوان شد و نه بعنوان يك اتهام يا شبهه ولي شما طبق روال همه بهائي ستيزان به درهم آميختن و مغلوبه كردن بحثها و تكرار سوالات بي معنا ادامه داديد و تغييري در روش خود ايجاد نكرديد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 11:37  توسط میترا  | 

با عرض درود خدمت مدیر محترم سایت آئین بهائی

 

دوست عزیز، زمانی شما می توانید ایمان به بهائیت را مطرح کنید که حقانیت باب و بهاء را ثابت کرده باشید.

بنده شما را به مناظره دعوت کردم ، اما در ارتباط با چه موضوعی؟ نوشیدن ادرار شتر؟! قیامت؟! شبهات وهابیت؟!و ...شما ظاهراً موضوع اصلی را  فراموش کرده اید ، پیشنهاد می کنم مطالب قبلی را دوباره مطالعه فرمائید.

البته جنابعالی روی ادرار شتر بسیار تٲکید داشتید! ، غافل از اینکه موارد بسیار غیر منطقی تری در بابیت و بهائیت وجود دارد.

فرمودید:" اگر در استدلال و پاسخ بنده مغالطه صورت گرفته لطفا با ذكر مورد و نوع مغالطه خواستار جواب شويد همانگونه كه بنده چندين مورد از مغلطه هاي شما را يادآوري كردم."

اگر بخواهیم موارد را ذکر کنیم ، ممکن است که دوباره از بحث اصلی دور شویم ، لذا اینکار را بر عهده خوانندگان می گذاریم.

فرمودید:" خانم محترم بنده كي آيات قرآن را تفسير كردم ؟"

اینکار را  هم بر عهده دانش آموزان می گذاریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:22  توسط میترا  | 

نویسنده: رنگین کمان

 

خطبه البیان و یا خطبه افتخار منسوب به حضزت علی (ع) است ، گویند : آن حضرت وقتی در کوفه در ضمن خطبه ای به مناسبت حوادث و مصائبی که بعد ار  رحلت پیامبر برای امت روی می دهد، اشارت هائی فرمود و منکری به نام " سوید بن نوفل هلالی" از بزرگان خوارج، سخن امام را قطع کرد و پرسید که :وی این چیزها را از کجا می داند؟ حضرت به دیده خشم در وی نگریست و در باب اوصاف حال و احاطه علم خویش عبارتهایی مسجّع بر زبان آورد که بیان احوال وی بود مثل :"انا سرّ الأسرار انا شجره الأنوار ؛ انا دلیل السموات؛ انا انیس المسبّحات " و غیر اینها.

خطبه البیان با سه نقل متفاوت و با متنهای گوناگون در کتاب الزام الناصب آمده است که هیچ یک از آنها سند معتبر و قابل توجهی ندارد.( حائری، الزام الناصب،ج2، ص178 به بعد چاپ دوم، 1362ش)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 12:37  توسط میترا  | 

نویسنده: لیلا حسینی- دانش آموز سال اول دبیرستان

 

در گذشته ی ایّام ، هر پیامبری به زبان ملّت خود سخن می گفته ، درآیه ی 4 سوره ابراهیم آمده:

"وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ"

 

معنی: و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم، تا [حقايق را] براى آنان بيان كند. پس خدا هر كه را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند، و اوست ارجمند حكيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 20:8  توسط میترا  | 

ميترا خانم عزيز

ايمان موهبتي الهي است كه  به صاحبان قلبهاي پاك و طالبان حقيقي  عطا ميگردد و امثال بنده نه انتظار داريم و نه ميتوانيم كه ما في الضمير افراد را تغيير دهيم . هرچه كنيد با روح خود و حيات روحاني خويش كرده ايد .

هم صحبت گرامي گويا فراموش نموده ايد كه شما بنده را به مناظره دعوت كرده ايد . آيا منطقي است كه انواع اتهام و شبهه را وارد كنيد و چند صفحه سخنراني بفرمائيد و بعد هم بگوئيد تنها به اين يك سوال  من پاسخ بده؟ اگر ميخواهيد مذاكرات محدود در موضوع بماند اتهامات و شبهات بي ربط مطرح نكنيد و فقط همان چيزي را بپرسيد كه مورد سوال شماست. نگاهي به مكاتبات قبلي تان بيندازيد ، از خاتميت گرفته تا ادعاي الوهيت و از برتري اسلام بر همه اديان گرفته  تا نسخ ناپذير بودن قرآن و قادياني و ... ، همه بحثهائي كه مطرح گرديده انشعاباتي است كه شما در موضوع وارد كرده ايد. براي اينكه شدت قباحت و دور از واقعيت بودن اتهاماتتان را حس كنيد موضوع توصيه نوشيدن ادرار در متون شيعي را برايتان مثال زدم ولي شما بجاي اينكه به خود آئيد و دست از كج انديشي برداريد به توجيه و يافتن فوايد نوشيدن ادرار پرداختيد. هر سوالي كه مطرح كرديد بنحوي كه ابهام شما رفع شود پاسخ داده شد ولي متأسفانه پرسشهائي كه تكرار ميكنيد نشان ميدهد كه قصد پوشاندن حقيقت داريد نه حقيقت جوئي. اگر در استدلال و پاسخ بنده مغالطه صورت گرفته لطفا با ذكر مورد و نوع مغالطه خواستار جواب شويد همانگونه كه بنده چندين مورد از مغلطه هاي شما را يادآوري كردم. متهم كردن بدون سند مشكل شما را حل نميكند و اگر در اينجا هم از مجاب شدن بگريزيد در پيشگاه حق راه فراري درپيش نخواهيد داشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 10:46  توسط میترا  | 

دوست عزیز

 

جنابعالی هنوز به سوال بنده پاسخ منطقی نداده اید ، دائماً بحث های دیگر را وارد مناظره می کنید ، اکثر اوقات هم مغلطه می کنید ، حال چطور انتظار دارید که به بهائیت ایمان بیاورم؟! 

اول از همه در مورد آیاتی که از قرآن آوردید و از خودتان تفسیر کردید ، بایستی خدمتتان عرض کنم در روایتی آمده:

" هر کس در قرآن  بدون دانش سخن گوید نشیمنگاهش انباشته از آتش خواهد گشت."

اتفاقاً قادیانی ها هم برای اثبات حقانیت خودشان ، از آیه قرآن سوء استفاده می کنند.

 

در بخش قبلی خدمتتان عرض کردم که  تنها  به سؤال سوم  بنده ، یک  پاسخ منطقی بدهید.ظاهراً جنابعالی جدی نگرفتید و دوباره مباحث دیگری را وارد مناظره کردید. 

دانش آموزان و دوستانم زحمت کشیدند و شبهات شما را در زمینه های مختلف،  تقریباً رد کردند.

بنده فقط در مورد صفحه 53 مفاوضات با شما بحث  دارم ، اگر بار دیگر می خواهید موضوعات مختلفی را از قبیل ادرار شتر و حیطه دعوت اسلام و شبهات وهابیت و ... را مطرح کنید، می توانید با دانش آموزان و دوستانم بحث کنید ولی اگر تصمیم دارید با بنده مناظره کنید ، حقیر تمایل دارم تنها در مورد صفحه 53 مفاوضات بحث و مناظره کنم.هر طور که صلاح می دانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 14:40  توسط میترا  | 

نویسنده: مینو هاشمی – دانش آموز سال دوم دبیرستان

بیشتر اوقات، زمانیکه با مبلغین بهائی در مورد اظهار تدریجی امر باب بحث می شود ، بیان می کنند که پیامبران گذشته از جمله حضرت ابراهیم و حضرت عیسی مسیح و حضرت محمد هم مقام حقیقی خودشان را به صورت تدریجی بیان کردند! در این بخش قصد داریم این قضیه  را بررسی کنیم.

1- در مورد حضرت ابراهیم:

"فی عیون الاخبار فی باب ذکر مجلس الرضا(ع)عند المأمون فی عصمه الانبیاء (ع) حدثنا تمیم بن عبدالله بن تمیم القرشی رضی الله عنه قال :حدثنی ابی عن حمدان بن سلیمان النیسابوری عن علی بن محمد بن الجهم قال:حضرت مجلس المأمون و عنده الرضا(ع) ، فقال له المأمون : یابن رسول الله (ص) ألیس من قولک ان الانبیاء معصومون؟ قال : بلی قال: فأخبرني عن قول الله عز و جل في حق إبراهيم ( ع ) فَلَمَّا جَن عَليْه اللَّيْل رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي؟ فقال الرضا ( ع ) إن إبراهيم صلی الله علیه  وقع علی  ثلاثة أصناف :صنف يعبد الزهرة و صنف يعبد القمر و صنف يعبد الشمس و ذلك حين خرج من السرب الذي أخفي فيه فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْل فرأى الزهرة قال هذا رَبِّي؟ على الإنكار و الاستخبار، فَلَمَّا أَفل الكوكب قالَ لا أُحِبّ الْآفِلِينَ لأن الأفول من صفات المحدث لا من صفات القدیم، فَلَمَّا رَأَى الْقَمَر َبازِغاً قالَ هذا رَبِّي ؟على الإنكار و الاستخبار ، "فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ" يقول لو لم يهدني ربي لكنت من القوم الظالمين، فلما أصبح و رَأَى الشَّمْسَ بازِغَة قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ من الزهرة و القمر؟ على الإنكار و الاستخبار لا على الإخبار و الإقرار،  فَلَمَّا أَفَلتْ قالَ للأصناف الثلاثة من عبدة الزهرة و القمر و الشمس:" يا قَوْم ِإِنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تشْرِكُونَ إِنِّي وَجَهْت وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَالسَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ" و إنما أرادإبراهيم ( ع ) بما قال أن يبين لهم بطلان دينهم و يثبت عندهم أن العبادة لا تحق لمن كان بصفة الزهرة و القمر و الشمس ، و إنما تحق العبادة لخالقها و خالق السماوات والأرض و كان ما احتج به على قومه ما ألهمه الله تعالى و آتاه ، كما قال الله تعالی وَ تِلْكَ حُجَّتنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ فقال المأمون: لله درك يا ابا الحسن."

(تفسیر نورالثقلین- ج1- صفحه 735)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:17  توسط میترا  | 

نویسنده: آنتی بهائی

 

قبل از اینکه مطالبی را راجع به قبله بهائیان خدمت عزیزان ارائه کنم ، لازم می دانم کمی راجع به قبله مسلمانان توضیحاتی بدهم.

در جزء اول کتاب من لا یحضره الفقیه آمده:

"قال النبیّ (ص):لا تتّخذوا قبری قبله و لا مسجداً فانّ الله عزّوجلّ لعن الیهود حین اتّخذوا  قبور أنبیائهم مساجد"( من لا یحضره الفقیه- جزء اول- صفحه 178)

 

یعنی قبر مرا قبله و محل سجده قرار ندهید ، چرا که خداوند عزوجل یهود را هنگامیکه قبور پیامبرانشان را به عنوان محل سجده اختیار کردند ، لعنت کرد.

بنابراین در روایت فوق منظور از مسجد، محل و جای سجده است.(فرهنگ فارسی عمید- صفحه 954)

پس سجده بر قبر جایز نیست.

چرا پيامبر ( صلّي الله عليه وآله )  فرمودند :قبر مرا قبله قرار ندهید؟

برای اینکه رسول الله عبد هستند نه معبود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 18:51  توسط میترا  | 

نویسنده: رنگین کمان

باب الباب همچون دیگر بابیان ، بر خلاف تصور بهائیان مسلمان و به احکام اسلامی پایبند بود و تنها می پنداشت که میرزا علی محمد شیرزای باب امام غائب است. در جنگی که در قلعه شیخ طبرسی با قوای دولتیان در گرفت ، می گفت که:" ای قوم ، آیا جائز و رواست که بدون تحقیق و فحص بصرف میل ارباب غرض و هوای نفس اینهمه جور و ستم بر ما روا دارید و بر ریختن  خون جمعی بیگناه مظلوم سعی و تلاش نمائید؟ آیا چه خلاف و خیانتی از ما صادر شد؟ مگر حلال خدا را حرام و یا حرامی را حلال کرده ایم؟  اینک از خداوند مقتدر بترسید و از پیغمبر و ائمه اطهار شرم نمائید ..."( ظهور الحق- جلد سوم – صفحه 131)

همچنین در کتاب کواکب الدریه  آمده که ملا حسین بشرویه ای در گیر و دار وقایع مازندران نماز جماعت بر پا می ساخته است .(کواکب الدریه- جلد اول- صفحه 134)

لازم به ذکر است که نماز جماعت در آئین بابی تحریم شده است.

(بیان فارسی- الباب التاسع من الواحد التاسع)

توجه بفرمائید که در شعبان 1263 قمری باب را در زندان ماکو حبس کردند و ایشان کتاب  بیان را نوشتند.(اسرار الآثار خصوصی – جلد 2 – صفحه 99)

آشوب های خونین بابیان به طور پیاپی در نقاط مختلف ایران (مازندران- نیریز- زنجان)در سال های 1266-1265 قمری اتفاق افتاد.

باب الباب  در واقعه قلعه طبرسی در سال 1265 قمری کشته شد.

(  قاموس مختصر ايقان‏ - صفحه ۱۷۹  )

نتیجه آنکه به طور قطع ملا حسین بشرویه ای (باب الباب) که در این زمان به قتل رسید، سید باب را امام زمان موعود نمی دانست .

با تشکر از توجه شما

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:5  توسط میترا  | 

ميترا خانم محترم

اگر منظورتان از تكرار  بلاوجه سوالات ايجاد يأس از امكان هدايت پذيري شما باشد ، كاملا موفق شده ايد . " والذين كذبوا بآياتنا صم بكم في ظلمات"

1-  با وجود اينكه چندين نمونه از رواياتي كه همزماني ظهور قائم و قيامت را بيان ميدارد برايتان آوردم عجيب است كه هنوز بر سر سوالتان گير گرده ايد . آيا صدها روايتي را كه در اين مورد وجود دارد معتبر نميدانيد؟

 

2-    علت ذكر اسامي موهوم مورد اعتقاد شيعيان در آثار حضرت باب با استناد به بيان صريح خودشان به وضوح خدمتتان ذكر شد بنا بر اين آوردن نام محمد ابن الحسن كه وجود خارجي نداشته همانند مدح بتها در اوايل ظهور اسلام است و سبب آن نيز فضل خداوند در هدايت تدريجي خلق بوده . اگر به اين استدلال اعتراضي داريد بايد نقص و ايراد آن را بيان كنيد نه اينكه سوال خود را تكرار نمائيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 22:57  توسط میترا  | 

ملحدانی دیگر از بس حرص و آز

با همه اخلاق رذل و حال زار

 

با صنوف عیب و نقص و فرط جهل

دم زدند از مهدویت آشکار

 

گفت اول سید ذکرم سپس

گفت باب حجتم در روزگار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 14:55  توسط میترا  |