دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت

تحقیقاتی در مورد بهائیت

نویسنده: م.ب

 

در این بخش قصد داریم نمونه هایی از ترورها و جنایات بابیان و بهائیان را خدمت عزیزان ارائه کنیم:

1- در اواخر سلطنت محمد شاه و پس از مرگ او (1264) از سوی مریدان علی محمد٬ آشوب هایی در کشور پدید آمد که از جمله رویداد قلعه شیخ طبرسی در مازندران بود. در این آشوب جمعی از بابیان به رهبری  ملا حسین بشرویه ای ٬ ملا محمد علی بارفروشی قلعه طبرسی را پایگاه خود قرار دادند و اطراف آن خندق کندند و خود را برای جنگ با قوای دولتی آماده ساختند . از سوی دیگر بر مردم ساده دل که در پیرامون قلعه زندگی می کردند به جرم "ارتداد" هجوم آورده و به قتل و غارت ایشان می پرداختند ٬ به گونه ای که یکی از بابیان می نویسد:

" جمعی رفتند و در شب یورش برده ٬ ده را گرفتند و یکصد و سی نفر را به قتل رسانیدند. تتمه فرار نموده ٬ ده را با حضرات اصحاب حق خراب نمودند و آذوقه ایشان را جمیعاً به قلعه بردند."(حاجی میرزا جانی کاشانی- ص162)

 

2- یکی از قتل های سران بهائیت ٬ قتل میرزا اسدالله دیان است . میرزا اسدالله دیان کاتب بیان و سایر مکتوبات علی محمد باب بود و بسیاری از اسرار پیدایش بابیگری را می دانست. او به دستور میرزا حسینعلی بهاء به قتل رسید.

 

3- ادوارد براون به فردی به نام نصیر بغدادی معروف به مشهدی عباس (ساکن بیروت) اشاره می کند که آدمکش حرفه ای و مزدور میرزاحسینعلی بهاء و عباس افندی بود و به دستور ایشان چند نفر را کشت از جمله  ملارجبعلی قهیر ٬ برادر زن علی محمد باب را که از برخی اسرار پیدایش بابی گری مطلع بود.

 

4- براون همچنین به فعالیت های تبلیغی سه بابی ازلی در عکا اشاره می کند و می نویسد بهائیان عکا تصمیم گرفتند ایشان را از میان بر دارند. آنان ابتدا خواستند این مٲموریت را به نصیر بغدادی محول کنند ولی بعد منصرف شدند زیرا احضار نصیر از بیروت ممکن بود راز قتل را آشکار کند . لذا در 12 ذیقعده  1288 ق ٬ هفت نفر از بهائیان به خانه افراد فوق در عکا ریختند و سید محمد اصفهانی و آقاجان کج کلاه و میرزا رضا قلی تفرشی را کشتند.

 

5- همچنین حاجی جعفر را که مبلغ هزار و دویست لیره از میرزا حسینعلی بهاء طلبکار بود و به مطالبه پول خود در عکا قدری تندی نمود و دزدی حضرات را حس کرده بود ٬ میرزا آقا جان کچل قزوینی را تشویق کردند که آن پیرمرد را شبانه کشته ٬ از طبقه فوقانی کاروانسرا به زیر انداختند و گفتند خودش پرت شده...

6- قتل محمد فخار نیز از قتل هایی است که سر و صدای فراوانی برپا کرد. بهائیان به دستور محفل روحانی یزد ٬ فرد فوق را که گویا به بهائی گری اهانت می کرد ٬ کشتند و جسد او را سوزانیدند. در این رابطه ابتدا عامل مستقیم قتل ٬ سلطان نیک آئین دستگیر شد و سپس 12 نفر از معاریف بهائیان یزد ٬ از جمله محمد طاهر مالمیری و میرزا حسن نوش آبادی و حسین شیدا به اتهام مشارکت در قتل زندانی شدند.

 

7-در سال 1264 شبی بعد از نصف شب ٬ مرحوم ملا محمد تقی که مرجع تقلید قزوین بود برای خواندن نماز شب به مسجد رفت. مسجد خلوت بود ٬ در حال سجده به خواندن مناجات خمسه عشر اشتغال داشت . ناگهان چند نفر بابی به مسجد ریختند ٬ نخستین بار نیزه ای به پشت گردن او فرو بردند و سپس نیزه ای به دهان او فرو کردند. او برای رعایت نجس نشدن مسجد به هر زحمتی بود خود را به درب مسجد رساند و بیهوش شد . مردم خبردار شدند و او را به خانه اش بردند و پس از دو روز شهید شد.

8- میرزا محمد نبیل زرندی ٬ مورخ معروف بهائی که خیال داشت خود را جانشین بهاء بخواند ٬ پسران خدا(حسینعلی بهاء) خبردار شده ٬ دو نفر را فرستاده ٬ آن لنگ بیچاره را خفه کرده ٬ بردند و به دریا انداختند.

 

9- نیمه شب 13 دی ماه 1328 چند تن بهائی ٬ به تحریک محفل بهائیان یزد و حومه ٬ در روستای رباط از توابع ابرقوی یزد به خانه پیرزنی فقیر  و متدین مرسوم به صغرا خانم (که علیه بهائیان فعالیتهایی داشت) حمله بردند و با سنگدلی تمام ٬ او و تمامی پنج فرزندش (معصومه پانزده ساله ٬ خدیجه یازده ساله ٬ بی بی هشت ساله و علی اکبر شش ساله و ...) را در بستر خواب ٬ با ضربات بیل و کلنگ به قتل رساندند. طبق کیفر خواستی که پیرو این فاجعه توسط دادستان شهرستان یزد( سید محمد جلالی) علیه متهمین به قتل های مزبور تنظیم شد(رجوع کنید به روزنامه اتحاد ملی –س1328ش-شم24و25) ضربات وارد شده به مقتولان نوعاً به لب و دهان و فکین آنها اصابت کرده بود. ابرقو پس از آن تاریخ از جمله مراکز فعالیت بهائیان بر ضد اسلام بود. کیفر خواست دادستان شهرستان یزد(سید محمد جلالی) شرح مبسوطی از هویت و عملکرد محرکان و عاملان فاجعه را در بردارد.  اواسط مهر 29 ٬ هفت تن از بهائیان به اتهام شرکت در کشتار فوق دستگیر شدند و در آغاز 29 نخست وزیر (رزم آرا) دستور رسیدگی و اقدام به پرونده ابرقو از سوی دادگستری را صادر کرد و در اواخر دی ماه همان سال پرونده از یزد به دادگاه کرمان احاله و انتقال یافت. فروردین 30 ٬ پرونده همراه پانزده تن از متهمان فاجعه ابرقو از کرمان به تهران انتقال یافت و مقرر گردید محاکمه آنها در شعبه اول دیوان عالی جنایی صورت گیرد. و بالاخره در بهار 1333 محاکمه بهائیان آغاز شد و در اردیبهشت ٬ قاضی حکم به مجازات مجرمین از جمله اعدام یکی از آنان در محل وقوع جنایت داد. در جریان محاکمه بهائیان ابرقو در تهران ٬ حاج خداداد صابر لنکرانی (وکیل مبرز دادگستری و رئیس اسبق صلحیه مشهد) وکالت خانواده مقتولین را شجاعانه به عهده گرفت و از آنان دفاع کرد.

 

10- برخی اسناد فاش شده از شهربانی یا ژاندارمری و یا مراکز دیگر امنیتی شاه ٬ حکایت از خشنودی محافل صهیونیستی داخل کشور از سرکوب خونین قیام مردمی 15 خرداد1342 دارد. از جمله این اسناد٬ نامه ای است که محفل بهائیت در کشور به سرتیپ خسروانی آجودان مخصوص شاه و یکی از عوامل کشتار مردم بیگناه در 15 خرداد 1342 نوشته و از وی به خاطر جنایاتش در حق مردم مسلمان ایران تشکر می کند! متن سند فوق به شرح زیر است :

"...تاریخ شهر النور 120 مطابق 20/3/1342

تیمسار سرتیپ پرویز خسروانی

فرماندهی ژاندارمری ناحیه مرکز

تاریخ  یکصد و بیست ساله جهان بهائی بخصوص در ایران ٬ همواره مشحون از شهادت نفوس و تاراج دارایی و اموال آنان به دست اراذل و اوباش و به تحریک ارباب عمائم( روحانیون) و یا افرادی نادان بوده است. ولی در خلال صفحات این تاریخ همواره ستاره های درخشانی در مقامات دولتی وجود داشته اند که با توجه به وظایف اساسیه وجدانیه و اجتماعی خود ٬ نوع پرستی و عدالت گستری نموده و به کرّات مانع تجاوز رجّاله و یا علماء بد عمل شده اند. در اثر همین حسن تشخیص و میهن دوستی و نوع پروری واقعی آنان در واقع آبروی کشور مقدس ایران تا اندازه ای محفوظ مانده و از سوء شهرتی که دیگران ایجاد نموده اند ٬ کاسته شده است.

زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار نیز در جلوگیری از تجاوز اراذل و اوباش و رجّاله کراراً در سنین اخیر(اخبار امری٬مرداد- شهریور 1340 ٬ شماره 6-5 ٬ صفحه 238) در این محفل مذکور شده. بخصوص در این ایام که بحمدالله اولیای امور نیز به رٲی العین ٬ سوء عمل جهلای معروف به علم (روحانیت مبارز) را مشاهده کرده و هر دیده منصفی ٬ رذالت و جهالت و پستی فطرت این افراد را گواهی می دهد.

یقین است ٬ عموم دوستداران مدنیّت و علم اخلاق و دیانت ٬ زحمات تیمسار را با دیده احترام و تقدیر نگریسته و تاریخ امر بهائی ٬ آن جناب را در ردیف همان چهره های درخشان ٬ حافظ و نگهبان مدنیّت عالم انسانی است و ضبط خواهد نمود."

با رجای تٲیید- منشی محفل

لازم به ذکر است که سرتیپ خسروانی که بعداً به درجه سرلشکری و سپهبدی هم رسید ٬ خود از زمره فعالان فرقه بهائیت بود. سندی از ساواک به تاریخ 19/8/1344 به این مسئله اشاره دارد:

"...طبق اطلاع ٬ خانم تیمسار سرلشکر پرویز خسروانی ٬ معاون ژاندارمری کل کشور ٬ جزو بهائی هایی متعصب بوده و سرلشکر خسروانی نیز اداره کننده یک لجنه بهائی است..."

 با تشکر از توجه شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:24  توسط میترا  |