دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت

تحقیقاتی در مورد بهائیت

نویسنده: مینو هاشمی

 

آیا امام زمان دین و آئین و قوانین جدیدی برای مردم  می آورد و احکام اسلام به دستش منسوخ می گردد؟! در این بخش قصد داریم به این سؤال مهم پاسخ دهیم .

 

برای پاسخ به این سؤال لازم است به روایاتی در این زمینه رجوع کنیم.

 

روایت اول: ابو سعید الخدری قال قال رسول الله (ص): یخرج رجل من اهل بیتی و یعمل بسنتی. (بحارالانوار-ج51- ص82)

پیغمبر (ص) فرمودند: یکی از اهل بیت من قیام می کند و به سنت و روش من عمل می نماید.

 

روایت دوم: قال رسول الله (ص): القائم من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنته سنتی یقیم الناس علی طاعتی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب ربی.

( اثبات الهداه – ج7- ص52)

پیغمبر (ص) فرمود: قائم از فرزندان من ، همنام و همکنیه ی  من است. خویش خوی من و رفتارش رفتارمن می باشد. مردم را بر طاعت و دین من وادار می نماید و به سوی قرآن دعوتشان می کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ساعت 15:14  توسط میترا  | 

نویسندگان: میترا خانجانی و هومن رهنما

 

در این قسمت قصد داریم در خصوص بشارات و سوء استفاده بهائیان از کتب مقدّسه پیشین و تناقضاتی در بهائیت ، مطالبی را خدمتتان ارائه دهیم ، انشاء الله که مورد توجه شما قرار بگیرد.

 

نویسنده ی کتاب روشنائی مطالبی را در خصوص بشارات پیامبران به موعود و شریعت جهانی نوشته است ، ما در اینجا به یکی از این موارد اشاره می کنیم:

اشعیای نبی چنین بشارت داده است :" ای خاندان یعقوب بیائید تا در نور خداوند سلوک نمائیم." نور خداوند ترجمه کلمه بهاء الله است. (کتاب روشنائی- صفحه22)

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۹ساعت 21:15  توسط میترا  | 

نویسندگان: میترا خانجانی و هومن رهنما 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مطالب را با ذکر روایتی زیبا از امام معصوم آغاز می کنیم:

 

قال ٲبو محمّد علیه السلام : قال الحسین بن علیّ صلوات الله علیهما لرجل: ٲیّهما ٲحبّ الیک:

رَجُل ٌ یَرُومُ قَتلَ مِسکِینٍ قَد ضَعُفَ ٲ تُنقِذُهُ مِن یَدِهِ؟

ٲو ناصِبٌ یُریدُ ٳضلالَ مِسکِینٍ مِن ضُعَفاء شیعَتِنا تَفتَحُ عَلَیهِ ما یَمتَنِعُ بِه و یُفحِمُهُ و یَکسِرُهُ بِحُجَجِ اللهِ تعالی؟

قالَ : بَل ٳنقاذُ هَذاَ المِسکِینِ المُؤمِنِ مِن یَدِ هَذَا النّاصِبِ. ٳنَّ اللهَ تعالی یَقُولُ:" مَن ٲحیاها فَکَٲنَّما ٲحیَا النّاسَ جَمیعاً" ٲی وَ مَن ٲحیَاهَا وَ ٲرشَدَهَا مِن کُفرٍ ٳلَی ٳیمانٍ فَکَٲنَّما ٲحیَا النّاسَ جَمیعاً مِن قِبَلِ (قَبلِ) ٲن یَقتُلَهُم بِسُیُوفِ الحَدیدِ.(بحارالانوار- ج2- ص9)

 

حضرت ابو محمد امام حسن عسکری از جدّ بزرگوارش حضرت حسین بن علی علیهم السلام نقل می کند که به مردی فرمود:

کدامیک از این کار نزد تو محبوب ترند:

مردی که در پی کشتن شیعه ی  مسکینی است که ناتوان شده است. آیا به نجات آن مرد مسکین از دست آن قاتل اقدام می کنی؟

یا دشمنی که می خواهد درمانده ای از شیعیان ناتوان ما را گمراه کند و تو مطلبی بر او می گشایی که آن مطلب با حجت های خدایی آن دشمن را از گمراهی شیعه ی ما باز می دارد و بینی اش را به خاک می مالد و او را خرد می کند.

مرد دانا پاسخ داد: البته نجات آن درمانده ی مؤمن از دست آن دشمن نابکار محبوب تر است. همانا خداوند می فرماید:" کسی که یک نفر را زنده کند ، گویا که تمام مردم را زنده کرده است." یعنی کسی که او را زنده کند و از وادی تاریک کفر به سرزمین نور ایمان ارشادش نماید ، گویا همه ی مردم را پیش از آنکه  به ضربت شمشیر کشته شوند ، زنده کرده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 9:23  توسط میترا  | 

نویسنده: مینو هاشمی

 

در بهائیت دست بوسيدن و برپای افتادن و سجده و تعظيم نمودن نهی شده است ، شاید این موضوع از نظر برخی افراد بی اهمیت باشد ، ولی از آنجایی که در مهمترین کتاب بهائیان یعنی کتاب اقدس ، این مسئله مطرح شده است ، لذا ما نیز در این بخش قصد داریم به بررسی این موضوع بپردازیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۹ساعت 14:20  توسط میترا  | 

با عرض درود خدمت همراهان وبلاگ

 

بیش از ده روز است که از مباحثه بنده با مدیر سایت آئین بهائی می گذرد . از آنجایی که ما قصد داریم کتاب روشنائی را هر چه زودتر نقد و بررسی کنیم ، بر همین اساس به جناب مدیر پیغام دادیم  که با توجه به کمبود وقت ، هر چه سریعتر جوابیه خودشان را برای ما ارسال کنند ، در غیر اینصورت پایان بحث را اعلام می کنیم. متٲسفانه ایشان توجهی نکردند و تا الآن پاسخی را برای ما نفرستاده اند! ما بیش از این نمی توانیم معطل بمانیم  ، لذا مجبوریم پایان بحث را اعلام کنیم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۹ساعت 12:40  توسط میترا  | 

نویسنده :مینو هاشمی

 

1- بهاء الله تعالیم و دستورات سید باب را وحشیانه می داند و بیان می کند:

" معرضین و منکرین به چهار کلمه متمسک (بودند): اول کلمه فضرب الرقاب(=زدن گردن ها) و ثانی حرق(= سوزاندن) کتب و ثالث اجتناب از ملل اخری و رابع فنای احزاب ، حال از فضل و اقتدار کلمه الهی این چهار سد عظیم از میان برداشته شد و این چهار امر مبین از لوح محو گشت و صفات سبعی (=وحشیانه) را به صفات روحانی تبدیل نمود."(کتاب درياى دانش – بهاء الله- صفحات 93 و94)

 

2- عباس افندی نیز از روش بابیان انتقاد می کند و بیان می نماید:

" در یوم ظهور حضرت اعلی منطوق بیان ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق و هدم بقاع و قتل عام  الا من آمن و صدّق بود. " ( مکاتیب عبدالبهاء - ج 2- صفحه 266)

 

یعنی احکام باب بر چهار اصل استوار است: زدن گردن ها، سوزاندن کتب ، نابودی بقعه ها ، کشتار عمومی.

 

3- عبدالبهاء در جای دیگری ذکر کرده:

"از جمله احکام بیان ضرب اعناق اهل آفاق و حرق جمیع کتب و صحف و زبر و اوراق و فتح شرق و غرب و هدم بقاع مرتفعه . آیا این احکام در این عصر  ممکن الوقوع است؟ لا والله ، بلکه مستحیل و محال ..."( منتخباتى از مكاتيب عبدالبهاء - جلد ۴- صفحه ۲۲۱)

 

از توجه شما به این بحث سپاسگزارم.

 

موفق باشید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 21:5  توسط میترا  | 

نویسنده: شادی رئوفی

 

از نظر جناب بهاء الله ، اعتراض به امر بهائیت جایز نیست ، ایشان بیان کرده اند:

" لو يحکم علی المآء حکم الخمر و علی السّمآء حکم الارض و علی النّور حکم النّار حقّ لاريب فيه و ليس لاحدٍ ان يعترض عليه او يقول لم و بم  و الّذی اعترض انّه من المعرضين"(اشراقات - ص ٥٨)

یعنی اگر به آب بگوید که شراب است و به آسمان بگوید که زمین است و به نور بگوید که آتش است باید پذیرفت که حق است و شکی در آن نیست  و کسی حق اعتراض بر او را ندارد و لم و بم بگوید و هر کس اعتراض کند ، او از روی گردانان است.

 

همچنین در جای دیگری بیان نموده اند:

"قل يا قوم ان لن تؤمنوا  به لا تعترضوا عليه تاللّه يکفی ما اجتمع عليه من جنود الظّالمين"

(کتاب اقدس - ص ١٣٥)

یعنی بگو ای قوم من اگر به امر ایمان نیاورده اید حق اعتراض بر آن را ندارید . به خدا سوگند همین مقدار از سپاهیان ظالم که علیه آن اجتماع نموده اند ، کافی است.

 

در پایان این سؤالات مطرح می شود که اولاً علم و عقل چه می شود؟! ثانیاً  آیا این اصل "ظالم خواندن مخالفان "با ادعای وحدت عالم انسانی و مهر و محبت به خلق قابل جمع است؟! ثالثاً آزادی بیان چه می شود؟! 

 

با تشکر از توجه شما

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 14:50  توسط میترا  | 

نویسنده: شادی رئوفی

 

در قرآن کریم در سوره الفاتحه آمده: " مالک يَوْمِ الدِّينِ" (سوره الفاتحه – آیه 4) یعنی (خداوندی که) مالک روز جزاست.

 

در ارتباط با این آیه در کتاب تفسیر نورالثقلین آمده:

" فیمن لا یحضره الفقیه و فیما ذکره الفضل من العلل عن الرضا (علیه السلام) انه قال: (مالک یوم الدین) اقرار له بالبعث و الحساب و المجازاه و ایجاب ملک الاخره له کایجاب ملک الدنیا ..."(تفسیر نور الثقلین- ج1- ص 19)

ترجمه: از حضرت امام رضا (ع) روایت شده که فرمودند:"مالک یوم الدین" اقرار است برای او (خدا) به برانگیخته شدن ( در روز قیامت) و به حساب و مجازات اثبات ملک آخرت برای وی مانند اثبات ملک دنیا.

   

مسلمانان معتقدند که بی شک ، خداوند مالک و فرمانروای دنیا هست ؛ اما مالکیت و فرمانروایی او در قیامت به طور کامل آشکار و ظاهر خواهد شد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 14:29  توسط میترا  | 

نویسنده: شادی رئوفی

 

1- بهاء الله بیان کرده: " بگو ای عباد ، حق (من ) با کلمه يفعل ما يشآء آمده و اعتراضات عالم نزد اين کلمه معدوم و مفقود ميفرمايد انّه لو يحکم علی الارض حکم السّمآء او علی السّمآء حکم الارض  ليس لاحد ان يعترض عليه.  "( اقتدارات  - بهاء الله - صفحات 13 و ١٤)

یعنی اینکه بگو ای عباد حق (من ) با کلمه يفعل ما يشآء آمده و اعتراضات عالم نزد اين کلمه معدوم و مفقود ميفرمايد اگر بر زمین بگوید آسمان است یا بر آسمان بگوید که زمین است هیچ کس حق اعتراض به وی را ندارد که چرا بگوید.

 

2-  بهاء الله ذکر کرده:" اگر نفسی اليوم بجميع علوم ارض احاطه نمايد و در کلمه  بلی توقّف کند لدی الحقّ مذکور نه و از اجهل ناس محسوب  ..."( اقتدارات – بهاء الله - صفحه ١١١)

 

3- میرزا حسینعلی بهاء بیان نموده:" دع العلوم لانّها منعتک عن سلطان المعلوم."

(  مجموعه الواح مباركه (چاپ مصر)- بهاءالله- صفحه ۷۷)

یعنی علوم را رها کن چون آنها تو را منع می کنند از رسیدن به پادشاه معلوم(بهاء).

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 22:51  توسط میترا  | 

نویسنده:م.ب

 

لعن در لغت به معنای  نفرین کردن و راندن می باشد . لعن کردن دیگران در بهائیت نهی شده است ، در این خصوص حضرت بهاء الله می فرمایند:

" لسان را به سبّ و لعن احدی ميالائيد"( لوح اشراقات - ص ٨٠)

توجه داشته باشید که در اینجا جمال قدم ، استثنائی قائل نشده اند.  

 

این در حالی است که  ایشان لعنت می کند کسانی را که بگویند بیان نسخ شده است ، در این ارتباط به یکی از آثار ایشان به نام  اقتدارات رجوع می کنیم ، در آنجا آمده:

" نسبت داده‌اند که احکام  بيان را نسخ نموده  الا لعنة اللّه علی القوم الظّالمين"(اقتدارات - ص ١٠٣)

 

اگر لعن کردن دیگران در بهائیت  نهی شده است  ، پس چرا حضرت بهاء الله  لعنت می کند کسانی را که بگویند بیان نسخ شده است ؟! آیا در اینجا تناقضی وجود ندارد؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 18:28  توسط میترا  | 

با عرض درود خدمت مدیر سایت آئین بهائی و همراهان وبلاگ

 

آقای رهنما به نکات خوبی اشاره کرده بودند ، بنده هم لازم می دانم برای تکمیل این بحث ،  چند مورد را خدمتتان عرض کنم:

1- با توجه به آخرین  مطالب ارسالیتان،  سؤال اول و دوم را که پاسخ ندادید ، پاسخ های قبلی را هم که در این ارتباط  فرستاده بودید ، نقد و بررسی شد . لذا این دو سؤال  هنوز به قوت خود باقی است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر ۱۳۸۹ساعت 23:8  توسط میترا  | 

نویسنده:هومن رهنما 

 

bahai1919@yahoo.com

متٲسفانه جناب مدیر سایت آئین بهائی نمی دانند که اسم علم کتاب ها را می توان معنا کرد ، مثلاً نهج البلاغه را راه روشن بلاغت معنا می کنند. ای کاش  جناب مدیر ، قبل از اینکه اظهار نظر کنند ، کتاب اسرار الآثار را بر می داشتند و می دیدند که جناب فاضل مازندرانی(مبلغ بهائی) در مورد کلمه ی قرآن نوشته اند:" مصدر عربی به معنی خواندن و مطالعه کردن"(اسرار الآثار-ج4- ص492) البته اسم خاص شهر ها و کشورها را نمی توان معنی کرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر ۱۳۸۹ساعت 12:20  توسط میترا  | 

طرد در لغت  به معنای راندن و دور کردن می باشد. همانطور که قبلاً  اشاره کردیم، دو نوع طرد در بهائیت وجود دارد:

 

1- طرد اداری:  مجازات طرد اداری دربارۀ فرد مسجّلی اعمال می شود كه بر خلاف احكام و تعالیم بهائی عمل كند و عدم تمسّك در اطاعت خود را به اوامر و احكام بهائی و آراء محافل روحانیه عملاً نشان دهد و به تذكرات و انذارات محفل روحانی محل و محفلی روحانی ملی وقعی ننهد و به جبران مافات اقدام نكند. فی المثل كتمان عقیده، تعدّد زوجات، عدم رعایت مقرّرات ازدواج و طلاق بهائی، ترك انفاق، شرب مسكرات، تَمَرُّد از آراء و تصمیمات محافل مقدّسۀ روحانیه، مداخله در امور سیاسیه علت طرد افراد بهائی می شود. مطرود اداری از حقوق اداری و اجتماعی بهائی مانند شركت در انتخابات، عضویت محافل روحانیه و لجنات امریه، حضور در جلسات ضیافات و تقدیم تبرّعات محروم است.

 

2- طرد روحانی : هر گاه یكی از افراد مُسَجّلِ جامعۀ بهائی از اوامر و نواهی مركز و مرجع منصوص سرپیچی كند ، مشمول مجازات طرد روحانی می گردد.

     

متٲسفانه آئین بهائی از یک طرف خود را دین جهانی می داند و منادی وحدت عالم انسانی است و مبلغ وحدت ادیان می باشد ، از طرفی دیگر  مخالفین خود را طرد می کند ! 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر ۱۳۸۹ساعت 12:13  توسط میترا  | 

نویسنده: رنگین کمان

 

حضرت باب مدعی بودند که در گذشته ، قوم عاد و ثمود را  در خلیجی غرق کرده اند ! وی در کتاب احسن القصص می نویسد:

"قد ٲغرقت فرعون و عادا و ثمود باذن الله فی واحد من الخلیجین و قد انجیت نوحا و ابراهیم و موسی فی واحد من البحرین ..." (احسن القصص – سید باب- صفحه 75)

یعنی بدرستیکه فرعون و عاد و ثمود را به اذن خدا در یکی از دو خلیج غرق کردم و نوح و ابراهیم و موسی را در یکی از دو دریا نجات دادم ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۸۹ساعت 21:27  توسط میترا  | 

ميترا خانم عزيز

متأسفانه به اين نتيجه رسيده ام كه مباحثه با افراد متعصب كم اطلاع حاصلي جز اتلاف وقت ندارد. دوست دانشمند لغت شناس شما هم هنوز نميدانند كه اسامي خاص ترجمه نميشوند و مثلا كسي تاكنون نشنيده كه حضرت محمد كتابي بنام "خوانش" دارند حال آنكه ترجمه همان نام قرآن است. در ضمن با بهانه هائي مثل اينكه كتاب خطي است و شماره صفحه ندارد نميتوان هر سخن نامربوطي را به متن نسبت داد و از ارائه سند طفره رفت . گرچه از نوع آدرس دهي پيداست كه دوست شما حتي متوجه نشده اند كه يك كتاب را بعنوان فصلي از يك كتاب ديگر به حساب آورده اند و مشخص است كه موضوع را بدون تحقيق صرفا از رديه ها كپي كرده اند. در مورد كتاب هشت بهشت هم قول نويسنده منحرف اين كتاب كه مملو از مهملات بي سرو ته است، در حد اعتبار رديه نويسان قلم به مزد است و استناد به آن براي استخراج احكام شريعت بيان مضحك ترين كاري است كه ميتوان در زمينه رديه نويسي انجام داد. درست مانند آن است كه با استناد به اقوال مسيلمه بخواهيم ديانت اسلام را تحليل كنيم.

در مورد سوال شما در خصوص الفاظ تند اولياي الهي خطاب به تبهكاران هم بايد عرض كنم يا خود را به ناداني ميزنيد و يا قصد مزاح داريد. خانم محترم خطاب تند و قهر آميز پيامبران به افردي كه مرتكب خطاهاي بزرگ شده اند منافاتي با رحمت و محبت عام ايشان ندارد. آيا اگر والدين فرزندان خود را مورد عتاب و شماتت قرار دهند به اين معني است كه به اولادشان محبت ندارند ؟ آيا اگر معلمي شاگرد خطا كار خود را  سرزنش كند به معناي بي مهري معلم است؟ جايگاه انبياء نسبت به ما هم چنين است و نقش ولايت و هدايت دارند و هر جا هم كه لازم بدانند انذار و تنبيه و يا انتقاد و سرزنش ميكنند و هر زمان كه نيكي و شايستگي را در فرد يا گروهي مشاهده كنند تشويق و تمجيد ميفرمايند.

ضمنا من هنوز منتظرم بفرمائيد به چه قرينه اي مفهوم "فقط" را در ترجمه آيه كتاب اقدس گنجانده ايد و اصرار داريد كه "مفهوم آن را نوشتم ". چه كسي به شما اين مجوز را داده كه از خودتان مفهوم صادر بفرمائيد و بروي مباركتان هم نياوريد كه كار شما تحريف در ترجمه است.

اميدوارم با مديريت صحيح بتوانيد وبلاگتان را از پاتوق رديه نويسان و حرمت شكنان به عرصه يادگيري و تبادل افكار عاليه تبديل نمائيد

موفق باشید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 14:5  توسط میترا  | 

نویسنده: ماندانا قندهاری

 

مظهر ظهور، اصطلاحی در بهائیت است که به پیامبران یا فرستادگان خداوند اطلاق می‌گردد. طبق اصول اعتقادات بهائی، مظهر ظهور، تجلّی‌گاه کامل اسماء و صفات الهی است. در حال حاضر بهائیان بیان می کنند که حضرت بهاء الله مظهر ظهور الهی در این زمان هستند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 14:3  توسط میترا  | 

 سند 1:

موضوع: پشتيباني بيت‌العدل اعظم از هويدا

توضيحات: موضوع: بهائيان شيراز

آقاي رئوفيان يكي از بهاييان سرشناس شيراز در يك مذاكره اظهار داشته آقاي اميرعباس هويدا به پشتيباني بيت‌العدل اعظم و كامبالاي افريقا 12 سال بر ايران حكومت كرد و جامعه بهاييت به پيشرفت قابل توجهي رسيد و افراد متنفذ بهايي پست‌هاي مهمي را در ايران اشغال و پول‌هاي مملكت را به خارج فرستادند.

نظريه شنبه: عنوان مطالب فوق از جانب مشاراليه به خاطر وقايع اخير و ركود فعاليت بهاييان بوده است.

نظريه يكشنبه: با عطف توجه به صداقت شنبه عنوان مطالب فوق از جانب مشاراليه صحت دارد.

نظريه چهارشنبه: نظريه يكشنبه تأييد است.

نظريه جمعه: نظريه چهارشنبه مورد تأييد است.

نظريه 7/ ه‍ : نظريه جمعه تأييد مي‌شود.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر ۱۳۸۹ساعت 14:4  توسط میترا  | 

سند 1:

موضوع:تصرف مراتع ملي توسط بهائيان

مرجع صدور:  ساواك

مأخذ:   گزارش تاريخ ش۱۰۰

توضيحات:موضوع : آقای حسین روشنیان

مورخه 23/7/57 چهار نفر از دامداران قراءطوقدار-گرجی پل- شیرین بو و چوباغ حومه فرح‌آباد ساری به نمایندگی از سوی /400 خانوار از روستاییان قراء مزبور به شهربانی مازندران مراجعه و مدعی شده اند 18ماه قبل حدود/1200 هکتار اراضی و مراتع ملی و غیر ملی متعلق به آنان توسط حسین روشنیان مدیر عامل شرکت‌ران که از افراد فرقه بهائی می‌باشد با کمک مهندس روحانی وزیر وقت کشاورزی [به‌طور] غیر قانونی تصرف گردیده و تقاضا داشتند چون به مراجعات مکرر آنان پاسخی از سوی مسئولین امر داده نشده به آنان اجازه تظاهرات آرام در ساری داده شود که از طریق شهربانی به نامبردگان گفته شده جهت تعقیب شکایت خود به ژاندارمری مراجعه نمایند.

نظریه شنبه: خبر صحت دارد.

نظریه یکشنبه: صحت مفاد خبر بعید نیست. طلعت

نظریه چهارشنبه: نظریه یکشنبه مورد تاًیید است. شاهین

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر ۱۳۸۹ساعت 15:53  توسط میترا  |