نویسنده: رنگین کمان
باب الباب همچون دیگر بابیان ، بر خلاف تصور بهائیان مسلمان و به احکام اسلامی پایبند بود و تنها می پنداشت که میرزا علی محمد شیرزای باب امام غائب است. در جنگی که در قلعه شیخ طبرسی با قوای دولتیان در گرفت ، می گفت که:" ای قوم ، آیا جائز و رواست که بدون تحقیق و فحص بصرف میل ارباب غرض و هوای نفس اینهمه جور و ستم بر ما روا دارید و بر ریختن خون جمعی بیگناه مظلوم سعی و تلاش نمائید؟ آیا چه خلاف و خیانتی از ما صادر شد؟ مگر حلال خدا را حرام و یا حرامی را حلال کرده ایم؟ اینک از خداوند مقتدر بترسید و از پیغمبر و ائمه اطهار شرم نمائید ..."( ظهور الحق- جلد سوم – صفحه 131)
همچنین در کتاب کواکب الدریه آمده که ملا حسین بشرویه ای در گیر و دار وقایع مازندران نماز جماعت بر پا می ساخته است .(کواکب الدریه- جلد اول- صفحه 134)
لازم به ذکر است که نماز جماعت در آئین بابی تحریم شده است.
(بیان فارسی- الباب التاسع من الواحد التاسع)
توجه بفرمائید که در شعبان 1263 قمری باب را در زندان ماکو حبس کردند و ایشان کتاب بیان را نوشتند.(اسرار الآثار خصوصی – جلد 2 – صفحه 99)
آشوب های خونین بابیان به طور پیاپی در نقاط مختلف ایران (مازندران- نیریز- زنجان)در سال های 1266-1265 قمری اتفاق افتاد.
باب الباب در واقعه قلعه طبرسی در سال 1265 قمری کشته شد.
( قاموس مختصر ايقان - صفحه ۱۷۹ )
نتیجه آنکه به طور قطع ملا حسین بشرویه ای (باب الباب) که در این زمان به قتل رسید، سید باب را امام زمان موعود نمی دانست .
با تشکر از توجه شما