نویسنده:ستاره
ابتدا چند کتاب که ممکن است شما را در زمینه حقانیت حضرت صبح ازل یاری دهد و نادرستی ادعای میرزا حسینعلی را نشان می دهد را برای شما نام می برم:
1- آثار حضرت نقطه اولی جل شٲنه در مورد وصایت صبح ازل
2- آثار صبح ازل در ردّ مدعیان کاذب به لسان آیات مانند کتاب مستیقظ که در رد میرزا اسدالله دیان می باشد و قدس الازل و کتاب حیات و کتاب جمع و ... در رد ادعای کاذب میرزا حسینعلی
3- آثار اصحاب نقطه بیان در رد میرزا حسینعلی که از آن جمله می توان به کتابهای 1 – تنبیه النائمین معروف به کتاب عمه 2- دلیل المتحیرین مرفوع مهدی امین (از جمله کاتبان بیان است) 3- جواب ملا مصطفی کاتب به ملا زین العابدین 4- فصل الکلام جناب هادی دولت آبادی که یکی از شهدای بیان بوده اند. 5- استدلالات مرفوع آقا علی محمد سراج و استدلالات مرفوع ملارجبعلی قهیر اشاره کرد.
در ابتدا باید متذکر شوم که هبائی ها دو دیدگاه در مورد حضرت ثمره ازلیه دارند:
1- عده ای که اساساً مقام مرآتیت ایشان را قبول ندارند یعنی می گویند که چنین انتصابی توسط حضرت اعلی جل شٲنه صورت نگرفته که رد این گفته آنان بسیار ساده است : در جواب این گروه می توان موارد متعددی از الواح را که حضرت اعلی جل شٲنه به مؤمنین دیگر فرستاده اند و ایشان را(حضرت ثمره) را معرفی کرده اند را بیان نمود که تعداد آن ها بسیار زیاد است . و مهمترین الواح هم لوحی است که به خود حضرت ثمره علیه بهاء ربه نوشته شده توسط حضرت اعلی به نام لوح وصایت ایشان. عین عبارات این لوح چنین است:
الله اکبر و تکبیرا کبیرا
هذا کتاب من عند الله المهیمن القیوم الی الله المهیمن القیوم
قل کل من الله مبدئون قل کل الی الله یعودون
هذا کتاب من علی قبل نبیل ذکر الله للعالمین الی من یعدل اسمه اسم الوحید ذکر الله للعالمین
قل کل من نقطه البیان لیبدؤن ان یا اسم الوحید فاحفظ ما نزل فی البیان و امر به انک لصراط الحق عظیم.
و در این لوح صراط حق عظیم را برای مؤمنین مشخص می کنند که همانا حضرت ثمره ع باشند و همانند قرآن که حضرت علی ع میزان قرار داده شد تا مسلمانان مورد امتحان الهی قرار گیرند و مؤمنین خالص از غیر جدا شوند (میزان در رتبه ولایت اتفاق می افتد) در اینجا نیز چنین شد . در اسلام مسلمانان همه قرآن و پیامبر را پذیرفتند و لی وصی ایشان را قبول نکردند (به جز سه نفر در ابتدا) و از راه راست بر حق الهی خارج شدند . و اما در بیان همه بزرگان و اصحاب کبار حضرت اعلی از جمله جناب عظیم که رئیس بود و حضرت طاهره که ایشان نیز رئیس بودند و همچنین همگان بدون اختلاف کلمه وصایت و ولایت میرزا یحیی صبح ازل را پذیرفتند و میرزا حسینعلی تا سال 1280 هجری قمری ولایت و وصایت برادرش حضرت صبح ازل را پذیرفتند و کارگزارش بوده است و در همین سال میرزا حسینعلی اول ادعای رجعت حسینی کرد و سپس ادعای من یظهری نمود و همانطور که در بالا ذکر شد در کتاب های ذکر شده ادعای او رد فرموده و او را کاذب خواندند. و از الواحی که به افراد مختلف فرستاده شده است یک نمونه ذکر می گردد :
هو الملک القدوس
سبحان الله الرب ذی الربابین له الامثال العلیا لیسبح له ما فی السموات و الارض و ما بینهما و لیسجد له من فی ملکوت الامر و الخلق و مادونهما و انا کل له السجادون ان یا اولی البیان فلتمسکن بدین الله و تصدقن کل ما نزل فی البیان تنصرن اسم الازل الوحید و لتسئلن مراد الله عن عدد الرب (در اینجا عددد رب منظور سید حسین کاتب است که عددا برابر با 202 عدد رب می شود و ترجمه عبارت این چنین است ای اهل بیان پس چنگ بزنید به دین بیان و تصدیق کنید هر آنچه در بیان نازل شده و یاری کنید اسم ازل وحید را و سؤال کنید مراد خدا را از سید حسین کاتب) و لیجمعن البیان کله و لتبلغون الیه فی کل شهر بالوحید عدد الواحد من الذهب لئلا یتلی ممن لا یصدقه من حقه فی البیان و حق واحد الاول ان انتم تستطیعون و لتمسکن بحبه فانکم انتم به لتنجون (و صبح ازل را یاری دهید تا همه بیان را ( آثار حضرت اعلی) جمع کند و در هر ماه 19 مثقال طلا از حق الله و حق حروف واحد به او برسانید تا شاید گرفتاری کسی که او را تصدیق نمی کند نشود اگر قدرت مالی داشتید و چنگ بزنید به ریسمان محبت او که همانا شما به وسیله نجات خواهید یافت.) لا اله الا الله و ان علیا قبل نبیل نفس الله و ان ما فی البیان دین الله و ان اسم الازل الوحید ذات الله (توجه شود که این چهار جمله ستون دین در بیان است که معنای ظاهری آن : نیست خدایی جز الله – و همانا علی محمد نفس خدا ست- و همانا هر آنچه در بیان نازل شده دین خداست و همانا اسم ازل وحید ذات خداست. توضیح اینکه این رکن چهارم در اینجا صبح ازل است و حروف حی در رکن سوم وارد شده) و ذکر عدد القهیر و من هنا لک فانا کنا ذاکرین ان یا محمد خذ ما عند المطلب و بلغ بعد دینه الی اسم البر هذا بین یدیّ و انا کنا اخذین ((و ذکر کن 4 رکن را 315 مرتبه که ما نیز این را می خوانیم و این که یا محمد
تحویل بگیر آنچه (حق الله) و برسان بعد از طلبش به اسم 202 (سید حسین) آن که در حضور ماست . که ما آن را خواهیم گرفت.
توضیح بیشتر در رابطه با جناب سید حسین کاتب: در شب شهادت ٬ حضرت رب اعلی جل شٲنه به کاتیش سید حسین کاتب می فرماید فردا از شما ها می خواهند که مرا انکار کنید و هر کس انکار کند آزاد می شود و شما مرا انکار می کنی و آنچه به شما تحویل می دهم و یا شفاهی می گویم آنها را در تهران به صبح ازل و اصحاب کبار می رسانی . از جمله مطالب شفاهیمسئله نماز در بیان است که صبح ازل فرمودند سید حسین به من گفتند که حضرت رکوع و سجود را از نماز برداشتند و فرمودند فقط آیه شهد الله را روزانه 19 بار بخوانند به جای نماز.
و الواح متعددی از این نوع دیده می شود ٬ باید توجه کرد که بعد از ظهور الوهیت حضرت رب اعلی جل شأنه و نزول کتاب پنج شٲن ٬ آنچه از ایشان نازل شده اغلب ذکر مرآتش و معرفی وی به اصحاب بوده است.
2- عده دیگر از بهائیان نیز که این الواح را مشاهده می کنند می پذیرند که حضرت رب اعلی جل شٲنه حضرت ثمره را به مرآتیت منصوب کرده اند ولی می گویند بداء حاصل شده است . در جواب این گروه باید گفت که:
ابتدا باید مفهوم بداء را شرح داد: تا زمانی که مظهر خدا (آورنده دین) در حال حیات است هر حکمی را می تواند به امر خدا تغییر دهد که اصطلاحاً به آن بداء می گویند مثل ایات ناسخ و منسوخ در قرآن و یا حذف رکوع و سجود در بیان. چنانچه بخواهیم عقلی نیز این مسئله را بررسی کنیم می بینیم مفهوم ندارد که مظهر خدا مؤمنین
را به اطاعت و ایمان به مرآتش دعوت کند و او را صراط عظیم خدا معرفی کند و بعد از این که حضرت اعلی جل جلاله از دنیا رفتند مدعی بیاید و بگوید که وصی ایشان از دین خدا خارج شده و من درست می گویم ٬ چگونه می توان ادعای مدعی را درباره حضرت صبح ازل پذیرفت.
در آینده چند نمونه از کتاب بیان که نشان دهنده کاذب بودن فرد مدعی (میرزا حسینعلی) است را ذکر خواهم کرد.
موفق باشید