دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت

تحقیقاتی در مورد بهائیت

محترماً پاسخ ان غافل فرستاده میشود.این غافلین حرفی برای گفتن ندارند. اگر مطلب قابل گفتنی نداشته باشند پاسخی هم ندارند. این ها چیزی جز ان جزوه هایی که از مبلغین خود میگیرند ندیده اند و انقدر عاشق نفرات جمعیت و ساختمان های خودهستند که نمیتوانند از انها چشم بگردانند. متاسفانه بسیاری از کسانی که به انها ملحق میشوند هم گول این جاذبه ها را میخوردند.

نادانی این کوردلان وهابی انتها ندارد. اول اینکه نه تنها تمامی مهملاتشان براحتی و با استناد به اسناد و مدارک غیر قابل انکار نقش بر آب میشود به هیچ کدام از ادله جواب نمی دهند. برای مثال چند نمونه از مهملاتی که نشان دهنده گمراهی ونادانی این بیچارگان است را با استناد به این وبلاگ اشاره میکنیم.

از بیان نقل میکند که "طوبی لمن ینظر الی نظم بهاءالله."

پاسخ کوتاه : خوب که چه؟

پاسخ متوسط: حکایت من انم که رستم بود پهلوان.

پاسخ بلند: در قبل گفتیم که بهاء اسم بزرگی است که در بیان بسیار امده و در بیان مستقیما اشاره شده که در این دور بهاء الله خود حضرت نقطه بوده. صرف اینکه حسینعلی این اسم را در بیان دیده و از آن خوشش امده و روی خود گذاشته که دلیل نمیشود این اسم در حق او باشد. در بیان صریحا گفته شده که اگر کسی اسم خود را هم بهاء الله گذاشت این اسم در حق او نخواهد بود مگر انکه به نقطه بیان ایمان داشته باشد. حسینعلی با اسم حسینعلی متولد شد نه با ام بهاء الله. این لقب را هم خودش روی خود گذاشت. و مهمتر اینکه مومن واقعی به نقطه بیان نبود و در حق مرات او ظلم کرد و خلاف دستور اکید نقطه بیان علیه صبح ازل قیام کرد.

"اگر خدای تو ازلی میفرستد ولی امر بهاءالله است که عالم را فرا میگیرد هم خدای تو خر است و هم ازل تو ناتوان و ذلیل "

این فقط خدای شخصی ما نبود، خدای میرزا حسینعلی هم بود. رجوع کن به نامه های حسینعلی قبل از ادعای او که در ان خود را لایق خاک زیر پای صبح ازل هم نمیدانست.  به نامه های زیر که بوسیله حسینعلی نوشته شده و در کتابخانه ملی پاریس نگهداری میشود مراجعه کنید. این نامه ها قبل از کودتای حسینعلی نوشته شده. مطالعه کنید تا چشمتان روشن/کور شود.

http://www.bayanic.com/showPict.php?id=balet&ref=0&err=0&curr=0

اگر تو ابله خدای ازل و حسینعلی را خر میشماری به خاطر تعلیمات عالیه حسینعلی که شجره نار است میباشد. پیامران خدا نیازی به پیروان احمق ندارند تا پیامبری شان ثابت شود.

"حالا تو تا دلت میخواد ونگ بزن. ناپدید شدید و اثری از شما باقی نماند."

به این میگویند یک منطق محکم و مستند به مدل میرزا حسینعلی و پسران.

"عجب حماقتی در استدلال !! حضرت باب فرمود احفظ نفسک ولی خودش شربت شهادت نوشید و همه مومنین او هم شهید شدند. خال اعظم میرزا سید علی در واقعه شهدای سبعه طهران. ملاحسین و قدوس و طاهره و دیگران "

ای وهابی گمراه! در انموقع صبح ازل یک نوجوانی بیش نبود و ماموریت او چیز دیگری بود. اما به نظر میرسد تو غافلی را باید از زیر صفر به صفر اورد تا الا اقل بتوانی ادای مناظره را در بیاوری. این فقط مشکل تو بی خبر نیست. این مشکل اکثریت همان 8 یا 9 میلیون وهابی بی خبر است.

در حکم وصایت حضرت ثمره و اصل بودن آن و متن ان هیچ گونه اختلافی وجود ندارد. روسای شما غیر مستقیم وجود انرا تصدیق کرده اند و با اینکه دلشان میخواست نتوانسته اند وجود و متن انرا انکار کنند. حالا اگر تو با انها اختلاف نظر داری میتوانی یک سفر به فلسطین اشغالی بکنی و با مدارک محکمی که تا بحال نشان به  ما دادی مادر انها را نیز از عزا در بیاوری.

http://www.h-net.org/~bahai/notes/vol7/BABWILL.htm

"عجب که خون ازلیان رنگین تر شد و ازل ترسو به سوراخ رفت و حروفات حی به شهادت رفتند و تقیه نکردند !! خیلی وضعتون خرابه"

من پیشنهاد میکنم چند کلاسی درس بخوانی شاید کمی سواد پیدا کنی.

"حضرت دیان را هم خودتان شهید کردید . هرچه رذالت کردید به بهاءالله نسبت دادید"

حضرت دیان!

دیان از مومنین واحد دوم بود که منصوب به کاتبیت صبح ازل شده بود. او همان گناهی را کرد که حسینعلی کرد و ادعای دروغین من یظهری کرد. صبح ازل در کتاب مستیقظ  که در رد ادعای او نوشت و گفت : "شما (مومنین) چرا ساکت نشسته اید و زبان معده او را با لبان قدرتمند خود قطع نمیکنید"

به این معنا که این شخص از روی معده حرف زده و ادعایش کذب است و مومنین باید او را با دلیل و منطق محکم او را خاموش کنند.

حسینعلی و رفقایش مثل همان سلمانی دلاک و کچل صابون فروش هو راه انداختند که صبح ازل دستور قتل او را داده. از ان به بعد هم پسران فقیر از شعور حسینعلی انرا به به گمراهان خویش خوراندند و تا حالا به تو بیچاره رسیده.

در نامه ای که از میرز حسینعلی به جا مانده و در دانشگاه پرینستون موجود است. حسینعلی دیان را محکوم کرده و از اینکه از صبح ازل رویگردان شده او را مسول نزد خدا دانسته و اینکه هر کس بیان را ملغی بداند از خدا رویگردان شده.

http://bayanic.com/notes/pretenders/pretenders-5-3.html

در تنبیه النائمین خواهر حسینعلی و حضرت ثمره که حسینعلی را مثل کف دست خود میشناخت با درج نامه ای قتل دیان را به دستور حسینعلی دانسته

http://bayanic.com/showItem.php?id=tanbih

"هشت بهشت هم ردیه میرزا آقاخان کرمانی است که خودش به دریوزگی به دامن ظل السلطان بهائی کش افتاد که کاسه لیسی کند و سزایش را هم دید. "

ای بیسواد وهابی! هشت بهشت یک ردیه نیست. این کتاب در احکام بیان نوشته شده. و در ان البته مولفین مسخره بودن ادعای حسینعلی راه هم درج کرده اند.

میرزا اقا خان کرمانی در ضمن مصاحبه ای با سلطان حسینعلی در قصر شیطانی اش داشته که خواندن انرا به تو توصیه میکنم.

http://bayanic.com/notes/interview/interview.html

http://bayanic.com/showItem.php?id=intv

میرزا اقا خان کرمانی و شیخ احمد روحی از شهدای بیان هستند که از فعالان جنبش مشروطه در ایران می باشند و مورد ستایش ایرانیان هستند. این مدفوعاتی را که پس میدهید نشاندهنده بیسوادی مفرط شما وهابی هاست و کینه و بغض و چشم کورتان.

"اسنادت همه بوی کشک میدهد. دست ازل به آنها خورده است "

می بینیم که اسناد شما بسیار محکم است! چیزی جز اینکه حمال مبارک اینرا گفته مدرک محکمتری ندارید!

"شما سالها تهمت و جعل و مزخرف بافتید و کارتان به اینجا کشیده است."

ای بیچاره! اگر حرفی برای گفتن نداری حکم است که دم فرو بندی و از مفتضح شدن مفرط خود جلوگیری کنی. کار ما به اینجا رسیده که تمامی 8 میلیون شما را با یک جمله از بیان و با یک سند به اعماق چاه فضاحت میفرستیم:

"من ظهور ادم الی اول ظهور نقطه البیان از عمر این عالم نگذشته الا دوازده هزار و دویست و ده سال و قبل از ان شکی نیست که از برای خداوند عوالم مالانهای بوده و غیر از خداوند کسی محصی انها نبوده و نیست و در هیچ عالمی مظهر مشیت نبوده الا نقطه بیان ذات حروف سبعه و نه حروف حی بیان و نه اسماء او لا اسماء بیان .... و بعینه نقطه بیان همان ادم بدیع فطرت اولیه بوده و ... و الان آدم در مقام نطفه این آدم میگردد مثلا جوانی که دوازده سال تمام از عمر او گذشته نمیگوید که من ان نطفه هستم ... همچنین من یظهره الله در حد زمانیکه محبوب چهارده ساله ذکر میشود لایق نیست بگوید من همان دوازده ساله  ... اگر چه ان جوان چهارده ساله در حین نطفه ادم بوده و کم کم ترقی نموده تا انکه امروز دوازده ساله گشته و این دوازده ساله کم کم ترقی مینماید تا انکه به چهارده  میرسد"

برای شیر فهم شدن شما گمراهان. 12000 سال از عمر ادم ( انسان متمدن مومن به خدا) گذشته بنا بر این در عصر نقطه بیان این ادم که در انموقع نطفه بوده الان 12 ساله است. این جوان 2 سال یعنی دو هزار سال طول میکشد تا به جوانی 14 ساله که موعود بیان باشد برسد.

این ثابت میکند که مطابق با سایر پیشگویی های دیگر که عمر بیان مستغاث (2001) سال است و کم کم به کمال خود میرسد نه اینکه حسینعلی تشنه قدرت بخواهد چند ماهه انرا ملغی بداند.

"دیگر دلیل نمیخواهد. با فتح و پیروزی آئین بهائی و دین مبارک جمال اقدس ابهی تو هرچه بیشتر به مظهر حق تهمت بزنی بیشتر بدبختی ازل را ثابت میکنی
تف سر بالا بنداز نوش جانت!!"

انقدر زیاد اوردی که خسته شدی کمی استراحت کن. بهائیت یک دین نیست. یک سفره است که توسط یک عده قدرت طلب برای ارضاء نیات مالی و شخصی توسط یک عده فاسد مثل حسینعلی و عباس خناس و شوقی که به شهادت صبحی و اواره مردیت و زنینت ام معلوم نبود به پا شده. حالا اگر 8 میلیون هم دور این سفره جمع شده باشند صاحب سفره ان همان شیطان رجیم است.

"تف سر بالا بنداز نوش جانت!!"

این تف را ما نینداخته ایم. خود حسینعلی و پسران فاسدش انداختند و الان به سر شما بیچاره ها نشسته.

"همین رفرانس به خودی خود حاکی از مقامات علمی ایشان و طرز تحقیق این شخص است. "

بی خبر! من به تو گفتم مردم در تعداد وهابی ها اختلاف دارند. به تو  هم لینک دادم  بیشتر از یکی هم بود. برو دعوایش را با انها بکن.

"همین جمله به تنهایی از برای افتضاح ازل و "کتاب وصیت " که خود ازل انرا نوشته و به حضرت باب نسبت داده کافیست"

پرفسور میتوانی کمی به مغز خودت فشار بیاوری و بگویی چطوری توانستی به این نتیجه برسی؟ برای بار دوم روسای خودت هم به اصل بودن ان شک ندارند. خود را مفتضح تر نکن. برو کمی سواد جمع کن بعد ارواره بترکان.

"دلیلی که ازلیان در جنبش مشروطه و سیاست اینقدر فعال بودند این بود که منتظر ظهور "ملک البیان "

آهان پس تو خبر داشتی بیانیان در جنبش مشروطه فعال بودند و عباس خناس با محمد شاه رفیق بود و از بهائی ها میخواست که به هیچ عنوان از جنبش مشروطه حمایت نکنند!

این مزخرفاتی را که اضافه کردی مهملاتی است که روسای کاذب بهایی به خورد شما بیچاره ها دادند و شما همر برایشان در کونفرانس های عرفان کف زدید.

ای مزخرفات سایت نگاه مدتها قبل خوانده شده و همانهایی است که در بالا به تو گفتم.

همانطور که پیش بینی میکردیم در انتها سیاهی لشکر وهابیان تنها سند انها برای حق بودن است. این بیچاره ای که این جواب ها برای او نوشته شده یکی از این سیاهی لشکر است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:33  توسط میترا  |