ميترا خانم عزيز
متأسفانه به اين نتيجه رسيده ام كه مباحثه با افراد متعصب كم اطلاع حاصلي جز اتلاف وقت ندارد. دوست دانشمند لغت شناس شما هم هنوز نميدانند كه اسامي خاص ترجمه نميشوند و مثلا كسي تاكنون نشنيده كه حضرت محمد كتابي بنام "خوانش" دارند حال آنكه ترجمه همان نام قرآن است. در ضمن با بهانه هائي مثل اينكه كتاب خطي است و شماره صفحه ندارد نميتوان هر سخن نامربوطي را به متن نسبت داد و از ارائه سند طفره رفت . گرچه از نوع آدرس دهي پيداست كه دوست شما حتي متوجه نشده اند كه يك كتاب را بعنوان فصلي از يك كتاب ديگر به حساب آورده اند و مشخص است كه موضوع را بدون تحقيق صرفا از رديه ها كپي كرده اند. در مورد كتاب هشت بهشت هم قول نويسنده منحرف اين كتاب كه مملو از مهملات بي سرو ته است، در حد اعتبار رديه نويسان قلم به مزد است و استناد به آن براي استخراج احكام شريعت بيان مضحك ترين كاري است كه ميتوان در زمينه رديه نويسي انجام داد. درست مانند آن است كه با استناد به اقوال مسيلمه بخواهيم ديانت اسلام را تحليل كنيم.
در مورد سوال شما در خصوص الفاظ تند اولياي الهي خطاب به تبهكاران هم بايد عرض كنم يا خود را به ناداني ميزنيد و يا قصد مزاح داريد. خانم محترم خطاب تند و قهر آميز پيامبران به افردي كه مرتكب خطاهاي بزرگ شده اند منافاتي با رحمت و محبت عام ايشان ندارد. آيا اگر والدين فرزندان خود را مورد عتاب و شماتت قرار دهند به اين معني است كه به اولادشان محبت ندارند ؟ آيا اگر معلمي شاگرد خطا كار خود را سرزنش كند به معناي بي مهري معلم است؟ جايگاه انبياء نسبت به ما هم چنين است و نقش ولايت و هدايت دارند و هر جا هم كه لازم بدانند انذار و تنبيه و يا انتقاد و سرزنش ميكنند و هر زمان كه نيكي و شايستگي را در فرد يا گروهي مشاهده كنند تشويق و تمجيد ميفرمايند.
ضمنا من هنوز منتظرم بفرمائيد به چه قرينه اي مفهوم "فقط" را در ترجمه آيه كتاب اقدس گنجانده ايد و اصرار داريد كه "مفهوم آن را نوشتم ". چه كسي به شما اين مجوز را داده كه از خودتان مفهوم صادر بفرمائيد و بروي مباركتان هم نياوريد كه كار شما تحريف در ترجمه است.
اميدوارم با مديريت صحيح بتوانيد وبلاگتان را از پاتوق رديه نويسان و حرمت شكنان به عرصه يادگيري و تبادل افكار عاليه تبديل نمائيد
موفق باشید