دریچه ای به سوی حقیقت بهائیت

تحقیقاتی در مورد بهائیت

نویسنده :قاصدک

از آنجا که مبلغین بهائی، راجع به ولادت حضرت مهدی،  شبهات زیادی را مطرح می کنند برای همین  در این پست قصد داریم اسنادی را خدمت دوستان ارائه کنیم که نشان می دهد حضرت مهدی در نیمه شعبان سال 255متولّد شدند، برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- امام حسن عسکری به یکی از سادات علوی به نام محمد بن علی بن حمزه فرمود:

"ولیّ خدا و جانشین من در نیمه شعبان سال 255 به هنگام سپیده دم به دنیا آمد."

( صفحه 320 منتخب الاثر)

2- حافظ نور الدّین ابن صبّاغ مالکی در فصل دوازدهم کتاب "فصول المهمه "می نویسد:

" ابوالقاسم محمّد بن الحسن در نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمد و ...مادرش کنیزی نرجس نام بود."

3- امام عسکری برای آنکه مسلمانان به علت پنهانی تولد ، از اعتقاد به آخرین پیشوای الهی خویش غافل نمانند ، توسط نامه شیعیان مورد اعتماد ونمایندگان خویش را در  مناطق گوناگون از تولد حجت خدا مطلع ساختند . آن حضرت طی نامه ای به جناب احمدبن اسحاق قمی وکیل خود در شهر قم ، مرقوم فرمودند:

"فرزند ما متولد شد . پس این خبر در نزد تو پنهان بوده و از دیگران پوشیده باشد که ما این خبر را جز بر نزدیکان بعلت خویشاوندی و بر دوستان به جهت دوستی ابراز نمی داریم . خواستیم ترا بر آن آگاه سازیم تا به این بشارت الهی تو نیز مانند ما شاد گردی."(کمال الدین (شیخ صدوق) /434ح16)

با این وجود افرادی همچون میرزا علی محمد باب ،  غلام احمد قادیانی ، ابو محمد عبیدالله مهدی و ... ادعای  مهدویّت کردند.

بهائیان برای انکار ولادت مهدی دلایلی را مطرح می نمایند ، به عنوان نمونه بیان می کنند که در تاریخ تولّد امام زمان میان تواریخ اختلاف است . تواریخی که ذکر شده هشتم شعبان ، نیمه ی شعبان ، بیست و سوم رمضان و ... در سال 254، 255، 256 و ...است. این اختلاف ، دلیل نبود این میلاد است.

در پاسخ بیان می کنیم که این پراکنده گویی مورّخین دلیل وقوع تولّد است . زیرا همه آنان در اصل ولادت ، متّحد و متّفقند.منتها چون تولد پنهانی بوده ، در تاریخش اختلاف کرده اند.از طرف دیگر این پراکندگی در نقل تواریخ به چشم می خورد ، نه در احادیث صحیح. بلکه احادیث ائمه تاریخ میلاد را همان نیمه شعبان 255 بیان فرموده اند.

از اینها گذشته جناب سید باب در تفسیر سوره یوسف می نویسد:

"الله قد قدّر ان یخرج ذالک الکتاب فی تفسیر احسن القصص من عند محمّد بن الحسن بن علی...تا علی بن ابی طالب .( عبدالحمید اشراق خاوری :رحیق مختوم 1/22)

ترجمه: به تحقیق خدا مقدّر کرده است که خارج کند این کتاب را درباره ی تفسیر احسن القصص (سوره یوسف) از نزد محمد بن الحسن ...بر بنده اش ، برای اینکه حجّت خدا بر مردم باشد.

بنابراین جناب سیّد باب هم به  محمد بن الحسن بوده .

عباس افندی  نیز سید باب را مهدی موعود نمی داند ، در صفحه  ٥٣ مفاوضات عبدالبهاء آمده:

" در فصل دوازدهم از رؤيای يوحنّا مذکور است که ميفرمايد علامتی عظيم در آسمان ظاهر شد زنی که آفتابرا در بر دارد و ماه زير پاهايش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است . اين زن آن عروس است که شريعة اللّه است که بر حضرت محمّد نازل شد و آفتاب و ماه که در بر و زير قدم دارد دو دولت است که در ظلّ آن شريعت است دولت فرس و دولت عثمانی زيرا علامت دولت فرس آفتابست و علامت دولت عثمانی هلالست که ماه است اين آفتاب و ماه رمز از دو دولت است که در ظلّ شريعة اللّه است . و بعد ميفرمايد که بر سرش تاجی از دوازده ستاره است و اين دوازده ستاره عبارت از دوازده ائمّه است که مروّج شريعت

محمّديّه بودند و مربّيان ملّت که مانند ستاره در افق هدايت ميدرخشيدند . بعد ميفرمايد و آبستن بوده از درد زه و عذاب زائيدن فرياد برميآورد  يعنی اين شريعت در مشکلات عظيمه افتد و زحمات و مشقّات عظيمه کشد تا ولدی کامل ازين شريعت حاصل گردد يعنی ظهور بعد و موعود که ولدی کاملست در آغوش اين شريعت که مانند مادر است پرورش يابد و مقصود ازين ولد حضرت اعلی و نقطه اولی است که فی الحقيقه زاده شريعت محمّديّه بود"

با توجه به مطالب فوق:

1- جناب عبدالبهاء دوازده ائمه را به دوازده ستاره تشبیه کرده و سید باب را هم به  ولد تشبیه نموده.

2- دوازده ائمّه را مروّج شريعت محمّديّه معرفی کرده و همه ما می دانیم که جناب سید باب مروّج شريعت محمّديّه نبودند و ایشان احکام اسلامی را نسخ کردند و شریعت جدیدی آوردند!

بنابراین نتیجه این می شود که جناب عبدالبهاء هم سید باب را امام دوازدهم شیعیان(مهدی موعود) نمی دانسته.

منتظر دریافت نظرات ارزشمند شما هستیم.

موفق باشید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۸ساعت 17:14  توسط میترا  |