نام دروغین نویسنده : عزیز
میترا خانم عزیز
مینو خانمی دو مقاله راجع به درویش محمد نوشته ولی مطالبی را در ان کشکول مخفی نگاه داشته بود. با عرض ارادت خدمت زحمات ایشان و برای تنویر همراهان فکر کردم بد نیست بعضی دیگر از این محتویات را هم بنده استخراج کنم.
البته باید عرض کنم که خیلی مطمئن نیستم که ایشان از یک درویش محمد حرف میزند یا از دو درویش محمد مختلف. چون یکیشون بعد از کوهای سلیمانیه ادعای پیامبری کرده " جناب درویش محمد همان میرزا حسینعلی بهاء است که مدتی را در لباس قلندری در کوههای سلیمانیه همراه با دراویش و قلندران یاهو می کشیده و بعد هم آمده و ادعای پیامبری و خدایی و خدا آفرینی نموده است " و دیگر قبل از کوهای سلیمانیه " بعد از اینکه جناب بهاالله ادعاهای خویش را مطرح کرد و پیروانی پیدا نمود، ... ناچار شد تا به طور پنهانی و بی خبر، از بغداد خارج شود و به کوه های سلیمانیه برود. در این مدت او با شال و کلاه و کشکول درویشی و نام دروغین درویش محمد به زندگی خود ادامه می داد."
اگر ایشان از یک درویش محمد حرف میزنند البته از نظر علمی این نوع دوگانه گویی در اکثر محافل علمی و سیاسی ایران رواج دارد و کاملا برچسب "تحقیقی" به خود گرفته . مدرسه ایشان هم بعید نیست پیرو همان مکاتب باشد و بر ان عیبی نیست چون خیلی رایج است . شاید هم ایشان در این سنین نوجوانی به مرض بنده در سن کهولت یعنی فراموشی دچار شده و بین دو مقاله یادش رفته که قبلا بر اساس تحقیقات کاملش چی نوشته بود . امید وارم که به سن ما که رسید این مشکل برطرف شود.
بگذریم و به اصل مطلب بپردازیم . چون بنده هم شغلم در رشته بهداشت است فکر کردم بد نیست اول از مطلبی که ایشان راجع به بهداشت نوشته اند شروع کنیم :
یک مطلب بهداشتی از کشکول درویش محمد ایرانی:
ایشان نوشتند :
" در صفحه 145 کتاب اقدس آمده: "اغسلوا ارجلکم کلّ يوم فی الصّيف و فی الشّتآء کلّ ثلثة ايّام مرّة واحدة" یعنی پاهای خود را بشوئید در تابستان هر روز و در زمستان هر سه روز فقط یکبار.
به به ، عجب خدای رئوف ومهربانی است که به اغنام خود شستن پا را تعلیم می دهد ، گویا خود و امت خود را در عصر حجر تصور کرده که شستن پا را تعلیم می دهد! "
چون تمام مطالب این سایت تحقیقی و علمی هست خو استم یک چیز علمی راجع به این بنویسم ولی بخاطر سن زیاد یادم رفت ببخشید هر وقت یادم آمد براتون میگم.. باید برم تو روزنامه اطلاعات و انجمن تحقیقات علمی امریکا (ببخشید منظورم کانادا ست،کهولت خیلی بد دردیه ) بگردم و چند تا از کتابهای دانشگاهم را که یک وجب خاک روش نشسته را دوباره جستجو کنم. به همین دلیل باید فعلا باید با مینو جون موافقت و همزبانی کنم که واقعا این خدای مهربونیه و واقعا امت خودش را در عصر حجر تصور کرده و اگر پیغمبرش یک کم کتب اسلامی را میخوند میدونست که این امت سالهاست از عصر حجر بیرون آمده اند و به این تعالیم آبکی احتیاجی ندارند و هرکس اختیار شستن دست و پاش و اینکه تا کجای پاش را بشوره با خودش هست و لازم نیست کسی بهش بگه اول پای راستش را بشوره یا پای چپش را.
"راستی ، در این حکم صحبتی از پائیز و بهار نشده ، پس در این دو فصل تکلیف شستن پا چه می شود؟! آیا در این دو فصل نباید پاها را شست؟! در ضمن منظور از پا تا کجاست؟ تا قوزک پا؟ تا ساق پا؟ از ران به پایین؟ از همه مهمتر، اگر کمبود آب وجود داشت ، تخفیفی وجود دارد که مثلاً حکم تغییر کند و هر وقت آب موجود بود بشویند ، نه هر روز؟"
نگفتم که باید با مینو جون همزبان شد و گفت که این امت از عصر حجر اومده بیرون ؟
از نظر پزشکی خیلی دلم برای این مینو خانم میسوزه چون اون فراموشی که در اول مقاله ذکر شد بین نوشتن دو تا مقاله با چند روز فاصله شده بود ولی در آخر همین مقاله بین دو تا جمله شده و بعد از اینکه از عصر حجر اومد بیرون فورا برگشت تو عصر حجر و سوالات عصر حجری میکنه.
این نوجوان به سن من که رسید تکلیفش چی میشه ؟ . شاید هم که من اشتباه میکنم و دو تا مینوی مختلف مقاله مینویسند و هر وقت یکیش خسته شد دیگری مینویسد.
شاید هم ما بین این دو جمله کارتون عصر حجر را نگاه گرده. شاید هم در ظاهر ادعای روشنفکری میکنه ولی در باطن هنوز در عصر حجر سیر میکنه و نتونسته آنرا پنهان کنه . شاید هم اون خدای مهربون نگاه به ظاهر نمیکنه و باطن فقط براش مهم هست و باطن ایشان و ظاهر تمام کسانی را که در این کره خاک زندگی میکنند و به نظافت خودشون اصلا اهمییت نمیدهند را میدونه چون اگر یادم بیاد یک جایی خوندم این دین جدید برای همه نازل شده نه فقط برای کسانیکه از عصر حجر اومدن بیرون و یا فقط تظاهر به بیرون آمدن میکنند...
فکر کنم بهتره قبل از اینکه منم به مرض پارانویا دچار بشم بذارم دیگران تشخیص مرض بدند.
تازه مینو یادش رفته که بگه حکم کشورهای که در آنجا رمستوناش گرمه و تابستونشون سرده چی میشه؟ قطب شمال چی که تابستونش از زمستون ما ایرانیها سرد تره ؟ تو صحرای افریقا چی که آب گیر نمیاد ...؟ بهتره منم همینجا قطع کنم چون منم دارم بر میگردم به عصر حجر. فراموشی کهولت واقعا بد دردیه.
بخاطر کبر سن خیلی خستم شد و یادم رفت میخو ا ستم راجع به بقیه محتویات کشکول چی بگم. بیاد برم با یک ریاضی دون و فیلسوف مشورت کنم که یادم بیارند بعدا براتون بگم. تازه تو این کشکول خیلی چیزای دیگر هم هست که ایشان ندیدند.
تا اکتشافات بعدی همه را به خدای مهربان میسپارم.