بهائيت يك دين اختراع شده است كه حسين علي ملقب به "بهاء" آن را ايجاد و آشكار نمود؛ كسي كه مدعي نبوت شد و به گمانش به واسطه ظهور و بعثت او شريعت اسلام نسخ شده است. پس از مرگ باب، بهاء مدعي نبوت شد ولي تنها به اين ادعا اكتفا نكرد بلكه از آن هم پا فراتر گذشته و مدعي الوهيت گرديد؛ بدين معني كه او همان پاينده پابرجايي است كه مي ماند و جاويد مي باشد و مدعي شد روح خداست و او همان كسي است كه پيامبران و رسولان را مبعوث داشته و اديان را به صورت وحي ارسال و به گمانش باب تنها پيامبري بود كه كار مهمش بشارت به ظهور او بوده است.
بهائيت عبارت از تعاليمي مختلط و گوناگون است که سرچشمه به خصوصي نداشته و از افکار و اراء زيادي نشات ميگيرد، اما ميتوان گفت که اراء و عقائدي که به زعم ميرزا حسين افکار و سخناني بديع و جديد ميباشند، با اسلوبي بسيار رکيک و پر از اشتباه از قرآن کريم گرفته شده اند، مهمترين اين تعاليم از آن قرارند:
1- همه اديان، ادياني صحيح بوده، و تورات و انجيل تحريف نشده اند... و بايد به همه اين اديان وحدتي شامل بخشيد که اين وحدت همان بهائيت است، رهبر اين طائفه ميگويد:
"اي اهل زمين! فضل اين ظهور اعظم – يعني ظهور خود او – در اين است که ما هرآنچه را که سدي در راه اتحاد و همبستگي بود، براي خوشايند همه عالميان از کتاب محو کرديم".
اين افکار در حقيقت از زباله دان افکار صوفي حلولي اتحادي... که اين افکار نيز به نوبه خود از فلسفه يونان قديم که قائل به وحدت وجود است، امتداد ميگيرند، نشات ميگيرند، و نهايت آن اين است که فقط يک چيز وجود دارد که همان وجود است، و آنچه غير از آن است، همگي مظاهر و ظواهري بيش نيست.
2- به تناسخ كائنات معتقدند و وجود پاداش و عقاب را تنها روحي مي دانند.
3- بودا، كنفوسيوس، برهما و زرتشت و ساير حكما در هند و چين و فارس را پيامبر مي دانند و به نبوت آنها معتقدند.
4- عدم قبول حقائق شريعت و عبادات اسلامي اعم از نماز، روزه، زکات، حج، قصاص، ... چون نماز نزد آنان فقط نه (9) رکعت است، و قبله آنها همان "عکا" است. و نماز جماعت به طور کلي ممنوع است مگر بر ميت. و حج آنان به سوي مکه نميباشد، بلکه در شيراز يعني محل ولادت مؤسس فرقه و يا عکا که قبر ميرزا حسين در آن است انجام ميگيرد.
5- مانند نصاري به كشتن و صليب زدن عيسي _ عليه الصلاة و السلام_ معتقدند.
6- منكر معجزات انبياء و حقيقت ملائكه و جن هستند همانگونه كه منكر بهشت و جهنم مي باشند.
7- معتقدند كه دين باب نسخ كننده شريعت محمد _صلي الله عليه و سلم _ است.
8- قيامت را به ظهور باب تأويل مي كنند و به جاي مسجد الحرام، بهجه در عكا را قبله خويش قرار داده اند.
9- بهائيت جهاد و هرگونه اقدام مسلحانه و اظهار مخالفت با كافران حربي را در راستاي خدمت به منافع استعمارگران حرام مي دانند.
10- مساوات ميان مردان و زنان: و اين دعوت در حقيقت به جز مجوزي براي شهوتراني و ازادي اعمال جنسي و از ميانبرداشتن اخلاق اسلامي چيز ديگري نيست، قرة العين به صورت آشکار به سوي اين عقيده ميخواند و همه را به پستي و رذيلت دعوت ميکرد، و همه کوشش او بر اين بود که انقلابي فکري جهت تغيير عادات و اخلاق اهالي بوجود آورد. او ميخواست نظام هميشگي خانواده را درهم ريزد، و به سختي تمام به تعدد زوجات و طلاق حملهور ميشد، و در همه اينها از سوي بهائيان تاييد و پشتيباني ميشد.
بهائيت در اين دعوت خود به صورتي کورکورانه از جريان نورس اباحيت و آزادي جنسي اروپا که در کالبد نظريات مادي جديد بر بشريت سايه افکنده بود تقليد ميکرد.. و هدف آنان از اين دعوت در حقيقت ابطال و نابودي تشريعات عادلانه اسلام در مورد زنان.. و در همکوبيدن نصر خير و فضيلت در درون جامعه اسلامي بود.
11- دعوت به سوي اعتدال: ميرزا ميگويد: "از آنچه براي شما خلق شده است، خود را محروم نسازيد". چون لذتبردن از طيبات بد نيست، بلکه براي راحتساختن نفس مرغوب است.
و در حقيقت امر اين مسئله همان چيزي است که اسلام به صورتي روش و واضح بر آن پافشاري ميکند، و ميرزا در حقيقت دزدي است که اين نظريه اسلام در مورد لذتبردن از طيبات را دزديده است.
قرآن ميفرمايد:
« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ » [الأعراف: 32]
يعني: بگو: «چه کسى زينتهاى الهى را که براى بندگان خود آفريده، و روزيهاى پاکيزه را حرام کرده است؟!»
و نيز ميگويد:
« وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا » [القصص: 77]
يعني: و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب؛ و بهرهات را از دنيا فراموش مکن؛
بهاء الله یک شخص گمراه بود و پیروی او انسان را از راه حق دور می کند.مثال بهاء الله همچون گوساله سامری است که تحت نام (صلح عمومی و جهانی و محبت بر همه انسانها ) بعضی انسانهای متزلزل را دنبال خود کشانده است.
در پايان مي گويم:
اين بهائيت است و اين هم بعضي از عقايد آنها بود مخلوطي از عقايد دين با افكار شرك و بت پرستي كه بهاء در شكل و صورت خاصي آن را ظاهر ساخته و آن را وحي و كتاب مقدس ناميده است. پروردگارا عقلها و بصيرت و فهم مردم كجا رفته است كه از آنها پيروي و تقليد مي كنند؟!
و حال به نقل فتواهايي از مراجع مورد اعتماد در عالم اسلامي مي پردازيم كه فتوي به كفر بهائيت و ارتداد آنها از اسلام صادر كرده اند از آنها، دو فتوي كه يكي را الازهر صادر نموده و ديگري توسط مفتي سابق مملكت سعودي شيخ عبدالعزيز بن باز _ رحمه الله _ صادر شده است را در اينجا مي آوريم.
فتواي دارالافتاء در الازهر:
بسم الله ، والحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله ، وبعد: بهائيت يك فرقه و گروه مرتد از اسلام است، درست نيست كه به آن ايمان آورد و با آنها مشاركت نمود و نسبت به ايجاد جمعيتها و مؤسساتي كه ايجاد مي كنند نبايد بي تفاوت بود و چشم پوشيد. اين به آن سبب است كه آنها بر اساس عقيده به حلول و تشريع غير از آنچه خداوند نازل كرده و ادعاي نبوت و حتي ادعاي الوهيت به وجود آمده اند لذا مجمع بحثهاي اسلامي در زمان شيخ جاد الحق اين فتوي را صادر و مجمع كنوني نيز آن را تأييد مي نمايد.
علي جاد الحق _ رحمه الله _ رئيس قبلي الازهر مي گويد: بابيه و بهائيه فكري است كه از اختلاط فلسفه ها و دينهاي متعدد به وجود آمده و در آن چيز تازه اي وجود ندارد كه امت اسلامي براي اصلاح حال و وضع خويش در همه مسائل به آن احتياج داشته باشد بلكه در واقع چيزي است كه براي خدمت كردن به صهيونيسم و استعمار شكل گرفته است و مجموعه افكار و يك دين ساختگي است كه امت با آن آزمايش مي شود و به نام دين اعلان جنگ بر عليه اسلام است.
فتواي شيخ ابن باز در مورد بهائيت:
سؤال: كساني كه معتقد به مذهب بهاء الله شده اند و كسي كه مدعي نبوت و همچنين مدعي است كه خداوند در او حلول كرده است حكمشان چيست؟ آيا براي مسلمانان جايز است كه به اين كافران اجازه دهند تا در قبرستان مسلمانان دفن شوند؟
جواب: اگر عقيده بهائيت همانگونه باشد كه ذكر گرديد در كفرشان هيچ شكي وجود ندارد بنابراين درست نيست كه آنها را در قبرستان مسلمانان دفن نمود. هركس بعد از بعثت پيامبر ما محمد _صلي الله عليه و سلم _ مدعي نبوت باشد دروغگوست و به نص و اجماع مسلمانان كافر است چون تكذيب كننده اين فرموده خداوند است:" وما كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ"(احزاب -40) "محمد پدر هيچكدام از مردان شما نيست بلكه رسول خدا و خاتم پيامبران مي باشد." احاديث رسول الله _صلي الله عليه و سلم_ در حد تواتر در مورد اينكه رسول الله _صلي الله عليه و سلم_ خاتم پيامبران است و پيامبر ديگري بعد از او نخواهد آمد وجود دارد و همچنين هركس ادعا كند كه خداوند در او يا يكي از مخلوقات حلول كرده است به اتفاق همه مسلمانان كافر است چون خداوند در هيچيك از مخلوقاتش حلول نمي نمايد بلكه او بزرگتر از آن است و هركس گوينده اين سخن باشد او نيز كافر است و تمام آيات و احاديثي كه دلالت مي كنند بر اينكه خداوند متعال بر عرش قرار دارد را تكذيب نموده است. به تحقيق كه او بالاي همه مخلوقات است بزرگتر از آن است كه مثل و مانندي داشته باشد او شبيهي ندارد و در كتاب خويش اينگونه خود را معرفي مي نمايد:" إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ"( اعراف - 54 ) "همانا پروردگار شما كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد آنگاه بر عرش قرار گرفت." چيزي را كه خداوند متعال توضيح داده عقيده اهل سنت و جماعت است همان چيزي كه پيامبران عليهم الصلاة و السلام و پايان بخش نبوت، محمد مصطفي _صلي الله عليه و سلم _ ، جانشينان هدايت يافته و اصحابش كه مشمول رضايت خداوند و تابعيني كه پيروي كننده در نيكي و احسان كه تا امروز بر آن بوده اند، مي باشد.
اي برادر لازم است كه بداني من تا به امروز چيزي را از كتابهاي بهائيت مطالعه نكرده ام ولي با توجه به آنچه كه در موردشان شايع و مشهور گرديده فهميده ام كه آنها طايفه اي گمراه و كافر هستند و از دايره اسلام خارجند و بر اساس آنچه در سؤال سائل اقتضا مي كند، جواب معلوم است.
پس بعد از دادن جواب به جريان گفتگو كه در بين يك سني و يك بهائي روي داده و مجله "الهدي النبوي" شماره4 كه متعلق به انصار السنه در قاهره مي باشد آن را منتشر مي كند اطلاع يافته سه شماره آن را كه در رمضان و ذي القعده كه دو عدد آن در سال 1368ه. و سومي در ربيع الثاني سال 1369ه. منتشر گشته بودند را مطالعه كردم. در آن گفتگو بهائي تصريح مي نمايد كه بهاء الله رسول طايفه بهائي است و به گمانش ناسخ شريعتهاي قبل از خود مي باشد كه آنها را تعديل و متناسب با زمان حال كرده است و اذعان مي دارد هر عصر احتياج به پيامبري دارد و همچنين به صراحت ملائكه را انكار مي كند و مي گويد: حقيقت ملائكه همان ارواح مؤمنين هستند كه متعالي گشته اند و در ظاهر سخنانش آشكار است كه معاد جسماني را نيز قبول ندارد و همه سخناني را كه رسول الله _صلي الله عليه و سلم_ در مورد دجال اظهار داشته و چيزهاي را كه از آن خبر داده انكار مي كند و بدون هيچ شك و گماني ادعاي بهائيت در مورد رسالت و اينكه هر عصر احتياج به رسولي دارد كفر صريح است.
منابع:
1- جامع فتاوای اهل سنت والجماعت : http://www.islampp.com/
2- سایت ایمان: http://www.eeman.ir/
3- کتاب بهاء الله یا گوساله سامری – ابوعثمان نجیب الله (نبی یار)