در اکثر اوقات ٬ وقتی که بحث ادعای خدایی باب و بهاء مطرح می شود ٬ بهائیان شروع می کنند و بیانات باب و بهاء و عبدالبهاء را یکی یکی تأویل و تفسیر می کنند ٬ در حالیکه در بهائیت تأویل و تفسیر نهی شده است. در این ارتباط می توان به اسناد زیر اشاره کرد:
1- جناب بهاء الله می فرمایند: " اِنَّ الَّذِي يُؤَوِّلُ مَا نُزِّلَ مِنْ سَمَاءِ الْوَحْي وَ يِخْرِجُهُ عَنِ الظَّاهِرِ اِنَّهُ مِمَّنْ حَرَّفَ کَلِمَةَاللّهِ الْعُلْيَا وَ کَانَ مِنَ الْاَخْسَرِيْنَ فِي کِتابٍ مُبِينٍ"(کتاب اقدس- ص ١٠٢)
معنی: هر کس آنچه را که از آسمان وحی نازل شده تاویل و تفسیر نماید و معانی عبارات را از ظاهر آنها خارج کند از آنانست که کلام بلند پایه پروردگار را دگرگون کرده و در کتاب آشکار از زیانکاران است.
2- " آنچه مقصود الهی است در الواح ظاهراً واضحاً معلوم و واضح است و احدی بتأويل کلمات الهيّه مامور نبوده و نخواهد بود نشهد ان الْمُؤَوِّلِيْنَ فِي هَذَا الْيَوْمِ هُمُ الْمُتَوَهِّمِوْنَ". (ص ٢-٤٥١ ج ٣ امرو خلق )
3- " اليوم يوم تاويل نيست چه که ارياح تصريح در مرور است " (ص ٤٤٦ ج ٣ امر و خلق )
4- " بايد بکمال استقامت بر امراللّه قيام نمائيدو بآنچه نازل شده برحسب ظاهر عامل شويد ".
(ص ٣٤١ گنجينه حدود و احکام )
5- " کلمه الهيّه را تأويل مکنيد و از ظاهر آن محجوب ممانيد چه که احدی بر تأويل مطّلع نه الّا اللّه و نفوسی که از ظاهر کلمات غافلند و مدعی عرفان معانی باطنيّه ، قسم باسم اعظم که آن نفوس کاذب بوده و خواهند بود."
(ص ٣٤٠ گنجينه حدود و احکام و با دو تفاوت جزئی در ص ٤٥٣ ج ٣ امر و خلق )
6- جناب عبدالبهاء بیان کرده اند:" از جمله وصايای حتميّه و نصايح صريحه اسم اعظم اين است که ابواب تأويل را مسدود نمائيد و بصريح کتاب يعنی بمعنی لغوی مصطلح قوم تمسّک جوئيد ".
(ص ٣٤١ گنجينه حدود و احکام )
7- همچنین ذکر نمودند که:"الیوم تکلیف کل این است که آنچه از قلم اعلی نازل آن را اتّباع نمایند و آنچه بیان صریح واضح این عبد است اعتقاد کنند ابداً تاویل و تفسیر ننمایند و تلویح ندانند."( منتخباتى از مكاتيب حضرت عبدالبهاء - جلد ۴ - صفحه ۲۸۳)
۸- اشراق خاوری (مبلغ بهائی)در صفحه 21 قاموس مختصر ایقان آورده:
"علم تاویل مخصوص است به خدا و راسخون در علم که مظاهر مقدسه و اولیای ملهم بالهامات غیبیه هستند."
از اینها گذشته ، در ارتباط با مقام خدایی جناب بهاء الله ، خود عبدالبهاء بیان کرده که :
"ای مقبل الی الله و منقطع الی الله مقام مظاهر قبل نبوت کبری بوده و مقام حضرت اعلی الوهیت شهودی و مقام جمال اقدس اقدم احدیت ذات هویت وجودی و رتبه این عبد عبودیت محضه صرفه بحته حقیقی و هیچ تفسیر و تاویلی ندارد. "
(کتاب تاریخ حضرت صدر الصدور- نصر الله رستگار- ص207)
امیدوارم که این قضیه برای همه روشن شده باشد.
موفق باشید