نویسنده: نسیم
در این مقاله می خواهیم مطالبی را راجع به خاتمیت خدمت عزیزان ارائه کنیم، انشاء الله شبهاتی که در این زمینه در ذهن دوستان هست ، برطرف گردد.
مقاله را با یک آیه از قرآن کریم که با بحث ما نیز در ارتباط است ، شروع می کنیم:
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا .
( سوره الاحزاب - آیه 40)
معنی: محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است. و خدا همواره بر هر چيزى داناست.
*) نحوه تلفّظ لفظ خاتم در خاتم النبیین:
لفظ خاتم را در آیه فوق به چند صورت می توان خواند:
1- خاتِم بر وزن "حافِظ" که به صورت اسم فاعل است و مفاد آن ختم کننده است.
2- خاتَم به فتح تا، بر وزن "عالَم" و معنی آن آخر و آخرین است.
3- خاتَم بر وزن "عالَم" به معنی چیزی که با آن اسناد و نامه ها را مُهر میکردند.
4- خاتَمَ به فتح تا و میم بر وزن "ضَارَبَ" فعل ماضی از باب مضاربه، یعنی کسی که پیامبران الهی را ختم کرد.
نتیجه آنکه لفظ "خاتم" را به هر نحو تلفظ کنیم معنای آیه فوق این می شود که حضرت محمد آخرین پیامبر الهی است و پیامبری و نبوت با آمدن او ختم شده و بعد از او پیامبر و کتاب و شریعت و دین دیگری نخواهد آمد.
دوستان عزیز لازم است به این نکته توجه کنند که مرسوم است که به وسیله "خاتم" یعنی "مهر" یا "انگشتری" نامه ها و نوشته ها را ختم می کنند و مهر کردن نامه حاکی از آن است که نامه به پایان رسیده است.
شبهه اول :برخی از مبلغین بهائی بیان می کنندکه چون خاتم در لغت به معنای زینت انگشت آمده ، لذا ممکن است که منظور از خاتم النبیین این باشد که پیامبر اسلام از حیث کمالات و مقامات به جایی رسیده که زینت سایر پیامبران می باشد ، همانطور که انگشتری زینت انگشت انسان است.
همچنین بیان کرده اند که چون خاتم برای تصدیق کردن مضمون نامه به کار می رفته ، یعنی صاحب نامه با مهر کردن آخر آن ، مضمون نامه را تصدیق می کرده است ممکن است خاتم النبیین هم به معنای تصدیق کننده پیامبران باشد همانطورکه خاتم وسیله تصدیق مضمون نامه است.
پاسخ به شبهه اول :قبلاً ذکر کردیم که لفظ "خاتم" را به هر نحو تلفظ کنیم معنای آیه این می شود که حضرت محمد آخرین پیامبر الهی است و پیامبری و نبوت با آمدن او ختم شده و بعد از او پیامبر و کتاب و شریعت و دین دیگری نخواهد آمد. در ضمن اصلاً دیده نشده که "خاتم" را بر انسان اطلاق کنند و از آن معنای زینت یا تصدیق کننده اراده نمایند. جدا از اینها ، به نظر شما اگر مقصود از خاتم النبیین زینت بودن پیامبر اسلام در میان پیامبران گذشته است ، آیا بهتر نبود به جای "خاتم" کلمه "تاج " به کار ببرد؟ زیرا "تاج" برای فهماندن این معنا مناسب تر هست و در زبان فارسی هم رایج است که می گویند:"فلانی تاج سر ما است" و اگر مقصود از "خاتم النبیین " این هست که بفهمانند رسول اکرم تصدیق کننده پیامبران گذشته است ، چرا کلمه "مصدق"که صریح در این مطلب است به کار برده نشده و به جای آن کلمه "خاتم" که معنای حقیقی آن چیز دیگری است ، به کار برده شده است؟مگر قرآن مجید در موارد دیگر که می خواسته این معنا را بیان نماید از همان کلمه "مصدق" استفاده نکرده؟ در این ارتباط به آیه 50 سوره آل عمران رجوع می کنیم ، در این آیه آمده:
وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِيعُونِ
معنی: تورات حاضر را تصديق می کنم و پاره ای از چيزهايی را که بر شما حرام ، شده حلال می کنم با نشانی از پروردگارتان نزد شما آمده ام از خدای بترسيد و از من اطاعت کنيد.
شبهه دوم :بیان می کنند که این آیه می گوید: "خاتم النبیین" و نمی گوید:"خاتم المرسلین" و از این آیه اینگونه برداشت می شود که پیامبر اسلام ختم کننده انبیاء الهی بودند نه ختم کننده رسل. لذا بعد از ایشان می تواند رسول دیگری بیاید و بعد از ایشان نبی دیگری نمی آید.
پاسخ به شبهه دوم:اول از همه باید بدانیم که رسول فقط به آن دسته از انبیاء گفته می شود که علاوه بر مساله اخذ وحی و خبر داشتن از جهان غیب لااقل یک از سه امتیاز زیر را داشته باشد:
1-مامور باشد که آنچه به او وحی شده است را به مردم یا گروهی از آنان تبلیغ کند.
2- دارای شریعت جداگانه ای باشد نه اینکه پیرو شریعت پیامبر دیگری باشد.
3- دارای کتاب آسمانی باشد.
باید به این نکته هم توجه کرد که هر کس که رسول باشد حتماً نبی هم خواهد بود ولی ممکن است کسی نبی باشد و رسول نباشد.
از آیه 40 سوره احزاب به خوبی می توان فهمید که پس از پیامبر اسلام ، نبی دیگری نخواهد آمد.
در ضمن، ما رسولی که نبی نباشد نداریم ، زیرا رسول همان نبی است با بعضی از امتیازات و خصوصیات . به عنوان مثال انسان و انسان دانشمند ، انسان دانشمند همان انسان است به اضافه یک امتیاز وخصوصیت.حال اگر شما گفتید که امروز انسانی به خانه ما نیامد ، قطعاً از گفتار شما استفاده می شود که اصلاً انسانی نیامده حتی انسان دانشمند هم نیامده است.
نتیجه:وقتی قرآن می گوید :بعد از پیامبر اسلام نبی دیگری نخواهد آمد ، از این گفتار به طور قطع استفاده می شود که بعد ار ایشان رسول دیگری هم نخواهد آمد ، زیرا رسول همان نبی است به اضافه بعضی از خصوصیات. و اگر قرار بود که بعد ازرسول گرامی اسلام ، رسول دیگری بیاید ،دیگر معنا نداشت که قرآن بیان کند پس از رسول گرامی اسلام نبی دیگری نخواهد آمد . زیرا همان رسولی که ممکن است بیاید ، نبی هم می باشد.
ابوذر از رسول گرامی می پرسد:شماره انبیاء چند تا است؟
آن حضرت در پاسخ می فرمایند: صد و بیست و چهار هزار نفر.
عرض می کند:مرسلین آنها چند نفر هستند؟
می فرماید:سیصد و سیزده نفر( معانی الاخبار –ص333)
در این روایت 313 نفر از انبیاء به عنوان رسول هم معرفی شده اند.
پس هر کس رسول باشد نبی هم هست ولی ممکن است شخص نبی باشد و رسول نباشد.
*) خاتمیت در روایات:
1- روایاتی از پیامبر:
الف- رسول الله فرمودند: "لي خمسة أسماء أنا محمد وأحمد وأنا الماحي يمحو الله بي الكفر وأنا الحاشر يحشر الناس على قدمي وأنا العاقب الّذی لیس بعده النبی"(الطبقات الکبری :1/65)
ترجمه: من پنج نام دارم: ا- محمد، 2- احمد،3- الماحی(یعنی محو کننده و از بین برنده) خدای متعال به وسیله من کفر و شرک را از بین می برد و محو می کند. 4- و من حاشر هستم( یعنی روز قیامت همه مردم بعد از من محشور می شوند و من قبل از همه محشور می گردم. )5- من عاقب هستم (یعنی من بعد از همه پیامبران الهی آمده ام و بعد از من پیامبر دیگری نخواهد آمد.)
ب- جابربن عبدالله می گوید که رسول خدا فرمودند:
"... وجعل اسمي في القرآن محمداً فأنا محمود في جميع القيامة في فصل القضاء، لا يشفع أحد غيري، وسماني في القيامة حاشراً يحشر الناس على قدمي وسماني الموقف أوقف الناس بين يدي الله عزّ وجلّ، وسماني العاقب، أنا عقب النبيين، ليس بعدي رسول، وجعلني رسول الرحمة" (علل الشرایع :1/122)
معنی:"...من نام هایی دارم که یکی از آنها عاقب است ، زیرا من در آخر سلسله پیامبران قرار گرفته ام ، و پس از من پیامبری نیست و مرا رسول رحمت قرار داد."
ج- ابی ذر الغفاری می گوید که رسول خدا می گفت:
" انا خاتم الانبیاء و انت یا علیّ خاتم الاوصیاء..."(احقاق الحق :4/120)
معنی: من ختم کننده پیامبران هستم ، و تو ای علی ، ختم کننده اوصیای پیامبران هستی.
2- روایتی از امام علی:
امام علی می فرمایند:
"امین وحیه و خاتم رسله و بشیر رحمته و نذیر نقمته..."( نهج البلاغه- خطبه 168)
معنی: رسول اکرم امین وحی خداوند وخاتم و آخرین پیامبران او و بشارت دهنده به رحمت الهی و بیم دهنده از عذابهای او است.
3- روایتی از حضرت زهرا:
حضرت زهرا در بعضی از دعاهایش چنین فرمایند:
"اللهم صل على محمد و آل محمد، صلاة یشهد الاولون مع الابرار، و سید المتقین ، و خاتم النبیین ، و قائد الخیر و مفتاح الرحمة ."(مقباس المصابیح – ص113)
معنی:خدایا! بر محمد و آل محمد درودی بفرست که پیامبران پیشین با نیکوکاران بر آن گواهی دهند، بر پیامبری که سرور پرهیزگاران و خاتم پیامبران ، و پیشوای خیر و کلید رحمت است.
3- روایتی از امام مجتبی:
امام حسن در ضمن خطبه ای فرموده اند: مردم دست از امام علی برداشتند و او را تنها گذاشتند با اینکه از رسول اکرم شنیده بودند که به علی می فرمودند:
"انت منّی بمنزله هارون من موسی غیر النبوه فلا نبیّ بعدی." (مکاتیب الائمه :2/24)
معنی: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی مگر نبوت ، که پیامبری بعد من نیست.
4- روایتی از امام حسین:
امام حسین در دعای عرفه می فرماید:
"اللّهمّ صلّ علی محمّد خاتم النّبیین و سیّد المرسلین و علی اهل بیته الطیّبین الطّاهرین"
(اقبال سیدبن طاووس-ص 343)
معنی:بار الها ! بر محمد که آخرین پیامبر و سرور پیامبران مرسل است، و بر اهل بیت و خاندان پاک او درود بفرست.
5- روایتی از امام زین العابدین:
"فصلّ علی محمّد خاتم النّبیین"(ملحقات صحیفه سجادیه – دعای روز چهارشنبه)
معنی: بار الها بر محمد که خاتم پیامبران است ، درود بفرست.
6- روایتی از امام باقر:
امام باقر در ضمن حدیثی فرموده اند:
" و ارسل الله تبارک و تعالی محمداً الی الجنّ و الانس عامّه و کان خاتم الانبیاء و کان بعده الاثناعشر اوصیاء"
(اکمال الدین- ص127)
معنی: خداوند حضرت محمد را برای همه جن و انس مبعوث ساخت و او ختم کننده ، و آخرین پیامبران بود ، و بعد از او دوازده نفر جانشین و وصی او هستند.
6- روایتی از امام صادق:
امام صادق در زیارت امام حسین مشهور به زیارت وارث می فرمایند:
"السّلام علیک یا خاتم النّبیین السّلام علیک یا سیّد المرسلین "(مصباح المتهجد – ص500)
معنی: سلام بر تو ای خاتم پیامبران و درود بر تو ای سرور مرسلان.
6- روایتی از امام موسی بن جعفر:
ابراهیم بن ابی البلاد می گوید ابوالحسن به من فرمودند:
"...فکتب لی و انا قاعد بخطه وقرٲه علی: اذا وقفت علی قبره (رسول الله(ص)) فقل: اشهد ان لا اله الّا الله وحده لا شریک له ...و اشهد انّک خاتم النّبیین..."(کامل الزیارات – ص17)
معنی:"... گواهی می دهم که تو ختم کننده و آخرین پیامبر الهی هستی."
6- روایتی از امام علی بن موسی الرضا:
امام رضا در حدیثی که امامت و امام را توصیف می فرمایند ، چنین می گوید:
" فهی فی ولد علی(ع) خاصه الی یوم القیامه اذ لا نبیّ بعد محمد (ص)..." ( عیون اخبار الرضا:1/218)
معنی: امامت تا روز قیامت فقط در فرزندان علی (ع) خواهد بود ، زیرا بعد از رسول اکرم پیامبر دیگری نخواهد بود.
7- روایتی از امام ابی محمّد حضرت جواد:
در بعضی از دعاهای امام محمد تقی آمده:
"بسم اللّه قوي الشأن عظيم البرهان شديد السلطان ما شاء اللّه كان وما لم يشأ لم يكن أشهد أنّ نوحاً رسول اللّه وانّ إبراهيم خليل اللّه وانّ موسى كليم اللّه ونجيّه وأنّ عيسى ابن مريم روح اللّه وكلمته صلوات اللّه عليه وعليهم أجمعين وأنّ محمداً ( صلَّى الله عليه وآله وسلَّم ) خاتم النبيين لا نبي بعده ." (مهج الدعوات- ص 40)
معنی:"...شهادت می دهم که نوح رسول خدا ، و ابراهیم خلیل خدا، و موسی کلیم خدا ، و عیسی بن مریم روح خدا و کلمه او، و محمد خاتم پیامبران است ، که پس از او پیامبری نیست."
8- روایتی از امام علی النقی:
عبدالعظیم حسنی می گوید خدمت امام هادی رسیدم ... به من فرمودند:
"مرحباً يا أبا القاسم أنت وليّنا حقاً قال : فقلت له : يا بن رسول اللّه انّي اُريد أن أعرض عليك ديني ... أنّي أقول : إنّ اللّه واحد ليس كمثله شيء ... وأنّ محمداً ( صلَّى الله عليه وآله وسلَّم ) عبده ورسوله خاتم النبيين ولا نبي بعده إلى يوم القيامة وأنّ شريعته خاتمة الشرائع فلا شريعة بعدها إلى يوم القيامة ..."( اكمال الدين- ص 214)
معنی: امام فرمودند: مرحبا بر تو ای ابا القاسم ! حقّاً که تو دوستدار ما هستی ، عرض کردم یابن رسول الله بنا دارم که دینم را بر شما عرضه کنم، اعتقاد من این است که خداوند متعال یکی است و نیست مثل او چیزی ...، و محمد (ص) بنده و رسول خداوند و آخرین پیامبر او است و بعد از او تا روز قیامت پیامبر دیگری نخواهد آمد، و شریعت و دین او ختم کننده شرایع آسمانی است، و تا روز قیامت شریعت دیگری نخواهد بود ...می گوید هنگامی که همه اعتقادات خود را خدمت امام هادی عرض کردم ، امام فرمودند:عبدالعظیم، به خدا سوگند همینها که تو اعتقاد داری دینی است که خداوند برای بندگانش پسندیده است.
8- روایتی از امام حسن عسکری:
امام حسن عسکری در ضمن حدیثی می فرماید:هنگامی که رسول گرامی اسلام خواست به طرف تبوک برود به او وحی شد که: یا باید تو در مدینه بمانی و علی به تبوک برود ، و یا او بماند و تو رهسپار تبوک شوی؟ رسول اکرم فرمود: که علی بماند ... سپس این جمله را به علی (ع) خطاب کرد:
"أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبي بعدي ..."
( غاية المرام سید هاشم بحرانی – ص151 )
*) نظر بهائیان راجع به خاتمیت:
در همین ارتباط میرزاحسینعلی بیان می کند:
"کما انتم تقرئون فی الکتاب بانّ الله لما ختم النبوّه بحبیبه بشر العباد بلقائه و کان ذلک حتم محتوم "
(مائده آسمانى - جلد ۴- صفحه ۶۵)
معنی: همانطور که شما در قرآن می خوانید ، خدای بزرگ آنگاه که نبوت را به حبیبش پایان بخشید ، بندگان را به لقاء خود بشارت داد و این امری حتمی است.
میرزا حسینعلی بهاء ذکر کرده:
" الصّلوة و السّلام علی سيّد العالم و مربّی الامم الّذی به انتهت الرّسالة و النّبوّة و علی آله و اصحابه دائماً ابداً سرمداً" (اشراقات - ص ٢٩٣)
بهاء الله می نویسد:
" يومی از ايّام در ارض طا که مقرّ سلطنت ايرانست مشی مينموديم بغتة از کلّ جهات حنين مرتفع بعد از توجّه ناله منابريکه در مدن و ديار ان اقليم است اصغا شد و باين کلمات ذاکر الهی الهی خاتم رسل و سيّد کل رسول اللّه روح ما سويه فداه ما را از برای ذکر و ثنای تو ترتيب داده مقصود آنکه بر ما ذکر حق و ثنايش و ثنای اوليائش مرتفع گردد و حال معشر جُهلاء بر ما بسب و لعن حضرت مقصود مشغولند الهی الهی ما را نجات بخش." (اشراقات - ص ٢٤٦)
بهاء الله بیان می کند:
" ثمّ اعلمْ بأنّ هذه الجنّة في يوم الله أعظم من كلّ الجنان وألطفُ من حقائق الرّضوان لانّ الله تبارك وتعالى بعد الّذي ختم مقام النّبوّة في شأن حبيبه وصفيّه وخيرته من خَلقه، كما نُزّل في ملكوت العزّة ﴿ولكنّه رسول الله وخاتَمُ النّبييّن﴾، وعد العباد بلقائه يومَ القيمة"( جواهر الأسرار - ص 36)
عبدالحمید اشراق خاوری (مبلغ بهائی) می نویسد:
"در قرآن سوره الاحزاب محمد رسول الله را خاتم النبیین فرموده ، جمال مبارک جل جلاله در ضمن جمله مزبوره می فرماید که مقام این ظهور عظیم و موعود کریم از مظاهر سابقه بالاتر است ، زیرا نبوت به ظهور محمد رسول الله ختم گردید و این دلیل است که ظهور موعود عظیم، ظهور الله است و دوره نبوت منتهی گردید زیرا که رسول الله خاتم النبیین بود."(رحیق مختوم- جلد اول- ص78)
باز عبدالحمید اشراق خاوری اشراق خاوري در صفحه ي ۱۱۴ جلد يكم قاموس ِ توقيع ِ مَنيع نيز آورده :
"مقصود آن است كه در قرآن مجيد ، خداوند مَنان حضرت رسول (ص) را خاتم النبيين ناميده و سلسله ي نبوت را به وجود مباركش ختم كرده و درسوره ي احزاب نازل شده قوله تعالي : " ما كانَ مُحمدٌ أبا أحَدٍ مِن رِجالِكُم وَ لكِن رَسول َ الله ِ وَ خاتم َ النبيين "
*) همچنين درجلد دوم همين كتاب صفحه ي ۳۷۷ درترجمه ي لغت "خَتميت " مي نويسد :
( خَتميت = آخِر بودن ، صفت مختصّ ِ به حضرت رسول )
سینا فاضل و خاضع فناناپذیر در یک مقاله ای راجع به خاتمیت نوشته اند:
"حضرت محمد آخرین نبی بودند"
انشاء الله در بخش بعدی به شبهات دیگری که در زمینه خاتمیت مطرح می شود ، پاسخ خواهیم داد.
موفق و مؤید باشید