میترای عزیز
چون شما فرمودید که که راجع به دیانت بهائی تحقیق مینمایید مطالب زیر را به حضور شما و خوانندگان عزیز میرسانم.
نویسنده:عزیز
موسیقی و آئین بهائی
میترای عزیز
باز هم قلمی عمدا به خطارفت . نصی صریح تحریف شد مطالبی روحانی و علمی سهوا یا عمدا وارونه نمایش داده شد. چون شما فرمودید که که راجع به دیانت بهائی تحقیق مینمایید مطالب زیر را به حضور شما و خوانندگان عزیز میرسانم.
هدف از این مقااله اینست که لااقل حقائق را همانطورکه هست بنمایاند و برداشت خوب یا بد بودن آنرا به عهده خواننده گذارد . در خاتمه به طور خلاصه به نقد مندرجات مقاله دوست عزیز سیروس (موسیقی در بهاییت ) خواهم پرداخت .
اصل کامل نص حضرت بهاءالله اینست " انّا حلّلنا لکم اصغآء الاصوات و النّغمات ايّاکم ان يخرجکم الاصغآء عن شأن الادب و الوقار افرحوا بفرح اسمی الاعظم الّذی به تولّهت الافئدة و انجذبت عقول المقرّبين. انّا جعلناه مرقاة لعروج الارواح الی الافق الاعلی لاتجعلوه جناح النّفس و الهوی انّی اعوذ ان تکونوا من الجاهلين." (کتاب اقدس صحفه ۴۸ )
جناب اشراق خاوری که قبلا خود یکی از علمای شیعه بوده در ترجمه و تشریح این نص میفرمایند : " در شريعت بهائی شنيدن صدای خوب و آواز و الحان موسيقی جايز است. مسلمين "ترجيع الصّوت مع الطّرب " را حرام شمردهاند يعنی ترجيع دادن صدا را که ايجاد طرب کند از مسائل محرّمه شمردهاند و در کتب فقهيّه مسلمين اين قضايا ذکر شدهاست. ولی در اين ظهور می فرمايند شنيدن صداهای خوب و نغمات يعنی الحان موسيقی برای شما حلال است. خداوند می خواهد بندگانش با ذوق باشند، با شوق باشند، مخمود نباشند. اين است که برای آنها شنيدن صداهای خوب و الحان موسيقی را حلال فرموده است.
بعد می فرمايد، مبادا شنيدن الحان موسيقی بيرون بياورد شما را از حدود ادب ووقار. بعضی از نفوس کم ظرفيتند به محض اينکه صدای تار و تنبوری می شنوند، کارهائی از ايشان سر می زند که خارج از وقار و فضيلت عالم انسانی است و تا حدود حيوانيت تدنّی می کنند. جمال مبارک می فرمايند، من نمی خواهم شما اينطور باشيد. مبادا خارج کند شما را شنيدن صداهای خوب والحان موسيقی از شأن ادب و وقار. خوشحالی بکنيد و مسرور باشيد بفرح اسم اعظم الهی که بر اهل عالم خود را ظاهر کرده است، آن کسی که به ظهور او شيفته وفريفته شده است دلها و منجذب شده است عقول مقرّبين درگاه خدا. ما قرار داديم شنيدن اصوات و انغام را " مرقاة لعروج الارواح "، به منزله نردبانی که ارواح ازآن به عالم روحانيّت، به آسمان فضل الهی، عروج می کنند. " لا تجعلوه جناح النّفس و الهوی "، اين پلکانی که سبب عروج ارواح است، آن را تبديل به بال و پرنفس و هوی نکنيد و در مراتب مادون انسانيت در اثر شنيدن انغام و اصوات زيبا تدنّی نکنيد. " انّی اعوذ ان تکونوا من الجاهلين "، من پناه بخدا می برم ازاينکه شما از اشخاص جاهل و نادان باشيد." (تقریرات در باره کتاب مستطاب اقدس صفحه۱۴۰)
در حقیقت این تعالیم حضرت بهاءالله دستورالعملی است از برای جهانیان و خط مشی است از برای پیشرفت و استفاده درست موسیقی در شرق و غرب عالم از برای قرون آتیه ، نه اجازه هوس بازی و" لهو و لعب و آوازه خوانیهای شهوت انگیز"ی که سیروس خان با ان اشکال دارند.
حضرت ولی امرالله نیز در اثارخویش نیز در ارتباط با " خواصّ بارزه جامعه فاسد منحطّ "زمان خویش به این امر مهم اشاره مینمایند
"احياء و بازگشت تعصّبات دينی و خصومات نژادی و غرور وطنی، شواهد روز افزون خودپرستی و سوء ظن و خوف و تقلّب، اشاعه تروريسم و قانون شکنی و شرب مسکرات و جنايت، داشتن عطش مفرط و کوشش حادّ و بی حدّ برای کسب مال و لذّت و شئون ناچيز دنيوی، تضعيف اساس خانواده، اهمال در مراقبت و انضباط اطفال از طرف والدين، استغراق در تجمّل پرستی، نداشتن حسّ مسئوليّت در قبال ازدواج و بالنّتيجه ازدياد طلاق، انحطاط و انحراف در عالم هنر و موسيقی، ملوّث شدن ادبيات و فساد مطبوعات، تزييد نفوذ و فعّاليّت مروّجين انحطاط که از بسر بردن زن و مرد با هم بدون ازدواج دفاع می کنند و فلسفه برهنگی را تعليم می دهند و حياء را منسوخ و افسانه خيالی می شمارند و از قبول اينکه توليد نسل را مقصد اصلی و مقدّس ازدواج بدانند ابا دارند و دين را افيون خلق توصيف می کنند و اگر بتوانند نوع بشر را بقهقرای توحّش و هرج و مرج و بالاخره بانعدام صرف سوق می دهند اينها همه به ظاهر ظاهر از خواصّ بارزه جامعه فاسد منحطّ اين زمانند جامعه ای که چاره ديگرش نيست جز آنکه يا دوباره احياء شود يا به مرگ و نيستی دچار گردد".( نظم جهانی بهاءالله صحفه۱۳۱)
متاسفانه بايد اذعان کنيم که اکثرافراد و مؤسّسات بشری امروز به چنين وضعی رسیده اند
هنر موسیقی نیز مانندهنر نقاشی ،شعرو ادبیات ، فیلم و سینما وهرهنریا علم دیگری میتواند وسیله ای شود از برای ارتقاء و لطافت روح و یا از برای تنزل ان به اسفل درجات مراتب حیوانی. در حقیقت این فکر خود انسان است که میتواند بهترین دوست و معلم وی شود یا سفاک ترین دشمنش و باعث سقوطش به جحیم . چنانچه حضرت مسیح میفرمایند اگر در ذهنت با کسی زنا کردی، درست مثل اینست که این عمل را مرتکب شده ای(ماتیو ۵:۲۸ )
پس آنچه را که باید تهذ یب و تنزیه نمود باورها و افکار و پندارهای ماست و بعد نقاشی، فیلم ، نویسندگی، موسیقی و علوم حاصل از آن روح منزه را در خدمت تعالای روح دیگر افراد و جامعه قرار داد.
علم ثمره بروزاستعداد و قوای فکریست و هنر از تراوشات قلب و روح. هدف اصلی ادیان الهی تقدیس فکر و قلب و روح است. چنانچه در اثار بهائی ذکر شده است:
" يَا ابْنَ الوُجُود ِ فُؤادُكَ مَنْزِلِي قَدِّسْهُ لِنُزُولِي، وَرُوحُكَ مَنْظَرِي طَهِّرْها لِظُهُوري. (ای پسر وجود قلب تو منزل منست، آنرا منزه نما از برای نزول من و روح تو منظر من است پاکیزه نما از برای ظهور من ) (کلمات مکنونه عربی )
و یا :" ای پسر خاک، جميع آنچه در آسمانها و زمين است برای تو مقرّر داشتم مگر قلوب را که محلّ نزول تجلّی جمال و اجلال خود معيّن فرمودم" (کلمات مکنونه فارسی )
فقط از طریق پیشرفت و تکامل قوای علمی (مادی) و معنوی (روحانی) است که نه تنها انسان به اعلا درجات تکامل خویش میرسد بلکه تلفیق این قوای معنوی وعلمی تنها راه جلوگیری از انحطاط روح و طرز استفاده صحیح از هنرهای زیباست.. جناب طاهرزاده به بسط این موضوع پرداخته اند :
" در دور بهائى فيضان معارف در ميادين مادّى و معنوى هردو بوقوع پيوستهاست در حقيقت همراهى اين دو عامل براى تأسيس مدنيّت الهى ضروريست و پيشرفت يکى بدون ديگرى چنان عدم تعادلی در حيات انسان بوجود خواهد آورد که بکلّى مانع تقدّم او خواهد شد معلومات علمى بىمدد معارف روحانى به مادّهپرستى خواهد گرائيد و معارف روحانى در صورت عدم استفاده از معلومات علمى به خرافات منتهى خواهد گشت.
ظهور حضرت بهاءالله مقصدش ايجاد تعادل بين اين دو عامل در جامعه بشرى است و وقتى اين مقصد در سطح جهانى متحقّق شود مدنيّت بهائى در دنيا بوجود خواهد آمد در آن زمان معرفت الهى چنان بر روح انسانى استيلا خواهد يافت که حسن سيرت و فضائل الهى مشخّص و مميّز نژاد انسانى خواهد شد پيشرفت علمى با بلوغ روحانى همعنان گشته دور جديدى از فضائل انسانى را بروى بشر خواهد گشود در چنين اجتماعى هنر، ادبيّات، موسيقى و ديگر تراوشات روح انسانى در ظلّ تعاليم بهائى بوجود خواهد آمد و توسعه خواهد يافت و شجر عالم انسانى شکوفه خواهد نمود، برشدش ادامه خواهد داد و بکمال نهائى خود خواهد رسيد. (نفحات ظهور حضرت بهاءالله صحفه ۲۳۶)
جناب سیروس در مقاله خویش فقط قسمت اول این نص را آورده اند. این یا سهوا شده چونکه ایشان ان قسمت را از ردیه ها کپی کرده اند که اسم انر نمیشود تحقیق یا تعمق گذاشت یا عمدا قسمت دوم را نیاورده اند (انّا جعلناه مرقاة لعروج الارواح الی الافق الاعلی لاتجعلوه جناح النّفس و الهوی انّی اعوذ ان تکونوا من الجاهلين.) چون در آنصورت دیگر نمیتوانستند فتوا دهند که بهاییان "بدون در نظر گرفتن آفت ها ی آن ، گوش و چشم بسته به این دستور عمل می کنند"
هر چند که نویسنده این مقاله با آوردن منابعی چون روزنامه اطلاعات و چند شاعر و نویسنده مشهور سعی وفوری برای علمی نمایاندن ان دارند ، ولی از نقطه نظر روش تحقیقی این عصر فضا اسم این مقاله را هر چیزی میشود گذاشت غیر از علمی.... ایشان نظریات شخصی چند نفر را ذکر نموده اند که هیچکدام نیز پزشک محقق نیستند . در حقیقت علم امروز درست بر عکس فرمایشات ایشان را ثابت مینماید. برای مثال طول عمر متوسط رهبران ارکستر از هر حرفه دیگری بالا تر است و دانشمندان در پی این تحقیق هستند که عامل اصلی ان چیست و بر خلاف آنچه جناب نوربخش تصور نموده اند بسیاری از آنان طول عمر زیادی داشته اند (۱، ۲ ). هرچند که هنوز علت اصلی این درازی طول عمر این موسیقیدانان واضح نشده ، لا اقل میتوان با جرات گفت که موسیقی کلاسیک طول عمر را کم نمیکند.
نتیجه گیری ایشان نیز جالب است. "نتیجه: با توجه به مضراتی که موسیقی به همراه دارد ، ولی در بهائیت جایز شمره شده است."
شما لطف نمایید و لغت "موسیقی " را با لغاتی شبیه علم ، رانندگی، ،دواهای شیمیایی .... جانشین نمایید و ایشان میتوانند مقالات بسیاری درآن موارد هم در آینده بنویسند . و همانقدر که موسیقی میتواند در خدمات استعمار قرار گیرد، به همان اندازه پیشرفتهای علمی را میتوان تبدیل به عوامل استعمار نمود. دین را هم میتوان از برای خدمت به همنوع و پیشرفت روحانی شخص و جامعه دانست و یا یوغی نمود بر گردن جامعه چنانکه در قرون وسطی کلیسا با دین چنان کرد.
باقی فرمایشات ایشان هم فاقد هرگونه محتوای علمیست به همین دلیل از نقد آن خود داری مینمایم.
۲- http://drugfdaprescription.com/2009/04/wellness-longevity-of-orchestra-conductors