بزرگترین دلیل بهائیان در اثبات بهائیت ، دلیل تقریر است . دلیل تقریر چیست؟ این است که اگر امر بهائی بر حق نبود نفوذ نمی یافت، پیشرفت نمی کرد، باقی نمی ماند، این همه جان و مال در راه آن نثار نمی شد. همان دلیلی که در کتاب مستطاب ایقان آمده و در فرائد تشریح شده و از آن پس در کتب استدلالیه اهل بهاء به دفعات تکرار شده است.
(کتاب ایقان، صفحات ۱۸۲- ۱۸۴ و کتاب فرائد، فصل ثالث، صفحات ۶۱-۷۸).
میرزا ابوالفضل گلپایگانی در کتاب فرائد آورده:"به اندک تأمل معلوم می شود که اگر از دلیل تقریر صرف نظر شود ابداً تفریق بین الحق و الباطل ممکن نباشد"(فرائد - میرزا ابوالفضل گلپایگانی- صفحه 75)
البته این دلیل ، روشن و گویا نیست. مثلاً اگر داشتن نفوذ برای حقانیت الزامی است ، نخستین مؤمن چگونه باید به مدّعی ایمان آورد؟
از انبیاء راستین کسانی بودند که نشانه های فوق الذکر را به نحو کامل نداشتند ، به عنوان مثال حضرت نوح پس از نزدیک به هزار سال دعوت ، مجموع پیروانش همان گروه لندکی بودند که با او به کشتی در آمدند، در این ارتباط بهاء الله در ایقان بیان می کند:" از جمله انبياء نوح بود که نهصد و پنجاه سال نوحه نمود و عباد را به وادی ايمن روح دعوت فرمود و احدی او را اجابت ننمود. "(ایقان – میرزاحسینعلی نوری- صفحه ٤)
پس این پیامبر نفوذی نداشته و از نظر برهان تقریر ، پیامبری ایشان مردود شناخته می شود.
لذا بهائیان دو راه بیشتر ندارند، یا باید دلیل تقریر را نادرست بدانند ، یا بایستی نبوّت نوح را منکر شوند.
لازم به ذکر است که بسیاری از پیامبران دروغین نیز دارای ویژگی های فوق بودند، مانند "مانی " که در زمان شاپور اول ساسانی دعوی پیامبری نمود و کتاب مصوّری به نام "ارژنگ" آورد و پیروان زیادی در ایران و ترکستان و چین پیدا کرد و تا پای جان هم در راه ادعایش پایداری ورزید.
یکی از ارکان این برهان یعنی نفوذ ، مورد انکار شدید برخی از بهائیان قرار گرفته ، به عنوان مثال گلپایگانی در صفحه 383 کتاب کشف الغطاء می نویسد:" مناط در حقیّت حق و بطلان باطل برهان است نه کثرت و قلّت عدد"
نتیجه آنکه تلاش بهائیان برای استفاده از این دلیل علیل بیهوده و بی حاصل خواهد بود.